سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

بعثت
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

رسول می آید، آن هم در جزیره العرب، نه در ایران و نه در روم؛

چون این جریان ولیده تمدن های بالنده آن روزگار نیست

این جریان می آید تا فساد برخاسته از این تمدن‌های مسلط و قدرت های مهاجم را اصلاح نماید

پس در جایی کار می کند که آن ها و اکاسره و قیاصره عرب های مزاحم و یهود مخالف را تبعید می کردند و در جایی می آید که شاپور و دیگران، سرها را بریده بودند و دست ها را بسته بودند و کتف ها را صاحب شده بودند و زیر بار برده بودند

درست در جایی که ظلمات و ضلال سرگرفته، درست در دل تاریکی ها چراغ ها بارور می سازد

رسول می آید در این سرزمین مرگ و خون و ترس و ظلم،

رسول می آید آن هم در میان ذهنیت های ذلیل و شخصیت های اسیر و هویت های محکوم،

رسول می آید در میان فقر و جنگ و جهل و اسارت

 

از معرفت دینی تا حکومت دینی اثر استاد فقید علی صفائی حائری