سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

بارون از ابرا سبکتر میباره !
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

 

آسمان شهر سیاهمان هم در سالگشت جاودانه شدن فروغی همتای صدای پر صلابتش غرید ، همانند فریدون فروغی ! که بار دیگر از زبان فروغ بگویند که تنها صداست که میماند !مرثیه استاد گرامی حمیدرضا صدر  در سوگ فریدون فروغی که در آبان سال هشتاد در شماره 276 مجله ارزشمند فیلم به چاپ رسید :

مردی که دق کرد !

خبر را میشنوم تعجب نمکنم فریدون فروغی همان جوری مُرد که انتظارش را میکشیدیم . دق کرد ! دق ! صدای او برای تنگنا باز های قدیمی ، با کلام ، سیما و زندگی نکبتی علی خوشدست گره خورده بود : « ... دلم از خیلی روزا با کسی نیست ».صدایی نه مثل هیچ صدای دیگر . صدایی مثل فریاد . واقعاً فریاد ، که برای بعضی ها عربده قلمداد شد ( آنهایی که آواز را در چهچه خلاصه میکردند ) . صدای فروغی نشان از یک دوران بود  ( سالهای اولیه دهه 50 ) . نعره ای از ته دل . همان چیزی که تلخ اندیشی یک عصر به شمار می رفت ، و مهم نبود بعدها عده ای آن را دست بیندازند . آن صدا همچون آن فیلم ها به عنوان ترکیبی از آن دوران باقی می ماند و هرکس فکر میکرد میتواند آن را زمزمه کند یا بخواند . فیلم های سالهای بعد و صداهای دهه های بعد نشان از ماندگاری داد . تاریخ راه خود را می رفت .

فروغی وقتی مرد ، 51 سال داشت ، و برای کسی که هرگز امکان فعالیت دوباره بدست نیاورد ، چه قدر زیاد ! احتمالاً ده سال بیش از حد هم زندگی کرده بود ! او مدت ها پی کسب مجوز مجموعه جدیدش تلاش کرد و ناکام ماند ... و سینما ، رادیو و تلویزیون و مغازه ها انباشته بودند از اداهای این دوران ؛ مثلاً از نوع عصار یا نسخه های مضحک تقلیدی مثلاً شادمهر عقیلی . [ این عقیده جناب صدر هست که اعتراض های زیادی در پی داشت از جمله از سوی بنده ! ] و کسی نپرسید چه تفاوت ماهوی بین این حضرات و کسی مثل فروغی وجود داشت ؟

یک بام و دو هوا ها تمامی ندارد . ایرج که در دها فیلم چهچه زده بود ، آثارش را روانه بازار کرد و فروغی که صدایش در چند فیلم پخش شده بود ( و بر خلاف ایرج از زبان کسی جاری نشد . چه کسی میتوانست روی آن فریاد ها لب بزند ؟ ) در حاشیه باقی ماند . دق کردن فریدون فروغی را به جمیع اهالی موسیقی ایران که سینما ، رادیو ، تلویزیون و مغازه ها را تصرف کرده اند تبریک میگوییم . او همان طوری جان داد که علی خوشدستِ تنگنا مُرد . زندگی باز هم از سینما تبعیت کرد و صدای فروغی با مرگش گره خورد . حالا که فروغی مرده ، کاستش به بازار خواهد آمد ، مطمئن باشید . صدایش در راه است .