سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

تلخ جانی
ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

جانی به تلخی می کَنم، جسمی به سختی می کشم
روزی به آخر می برم، خوابی پریشان می کنم



در تار و پود عقل و جان، آب است و آتش، توامان
یک روز عاقل می شوم، یک روز طغیان می کنم

عبدالجبار کاکایی