سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

فصل خزان
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

حرف شب وصال که عمرش دراز باد!

کوته‌تر است از آنکه ز دل بر زبان رسد

آخر همه کدورت گلچین و باغبان

گردد بدل به صلح، چو فصل خزان رسد

مرهم به داغ غربت ما کی نهد وطن؟

گوهر ندیده‌ایم که دیگر به کان رسد

رفتم فرو به خاک ز سرکوب دوستان

نوبت کجا به سرزنش دشمنان رسد؟

کلیم همدانی