سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

توتم
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

 

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، وديعه مريم پاك من است ، صليب مقدس من است. در وفای او ، اسير قيصر نمی شوم ، زر خريد يهود نمی شوم . بگذار بر قامت بلند و راستين قلمم به صليبم كشند ، به چهار ميخم بكوبند ، تا او كه استوانه حياتم بوده است ، صليب مرگم شو د، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببيند كه به نامجويی بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند كه به كامجويی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زر بداند و زور بداند و تزوير بداند، كه امانت خدا را فرعونيان نمی توانند از من گرفت ، وديعه عشق را قارونيان نمی توانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمی توانند از من ربود .
هر كسی را ، هر قبيله ای را توتمي است ،

توتم من قلم است .


هر كه هنوز آدم است ، هبوط را دردناكانه حس می   كند ، شفا نيافته است ، مجروح است ، هنوز فراموش نكرده است ، بهشت را ، كوير را ، عصيان را ، تبعيد را ، خدا را ، شيطان را ، حوا را . و همچنان به آن وديعه های غيبی كه با آدميت خويش به زمين آورده است ، وفادار مانده است و همه چيز را به ياد دارد . توتمش يادآور آن بهشت است ، جلوه گاه همه آن زادهاي غيبی و ذات های ماورايی كه با خود آورده است ، توتمش طلسمی است كه جادوی زمان را می بندد و حرزي كه از بلای زمين نگهش می دارد ، شمعی كه در ظلمت شب روشنی اش می بخشد و مخاطبی كه در سكوت قبرستانی اين كوير ، با او حرف می زند و از او حرف می شنود. حرف هايی را كه برای نگفتن دارد!

از کتاب کویر و قسمت توتم پرستی اثر ارزنده شهید بزرگوار دکتر علی  شريعتی