سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

صفايی فراهانی و نود
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

برنامه نود عادل فردوسی پور در شب پیش با حضور صفایی فراهانی چالش های جالبی داشت . صفایی که یک سالیست در ریاست کمیته انتقالی است در تریبون های رسمی جایگاهی نداشت و به گونه ای در تحریم خبری بود . این ماجرا وقتی جالب تر شد که رییس جمهور در مصاحبه زنده تلویزیونی به ایشان تهمت های فراوانی وارد کرد که باعث واکنش صفایی فراهانی شد . هرچند وی می توانست با عکس العمل های تند تری برای خود محبوبیت و شهرت بیشتری پیدا کند ولی بنا به مسائلی ترجیح داد سکوت کند و حرف های احمدی نژاد را به علت داده های اطلاعاتی اشتباه به وی بی جواب گذاشت !

در برنامه نود که قرار بود مناظره ای دو طرفه باشد دولتی ها حضور نداشتند تا بتوانند از این حربه استفاده کنند و صفایی مدارک بسیاری در مورد اشتباهات دولت در باب فوتبال ارائه کرد . هاشمی معاون سازمان تربیت بدنی در چند باری که بوسیله تلفن صحبت کرد جز افتضاح ، کاری نکرد و دست آخر همانند بچه ها با تهمتی زشت و غیر اسلامی صفایی فراهانی را به دروغ گویی متهم کرد و در آخر هم بدون خداحافظی کردن تلفن را قطع کرد تا دقایقی بعد بزرگترش یعنی سخنگوی سازمان بیاید که او هم با تکرار همان حرف ها بازی را به نفع صفایی پیش برد . نکته جالب اینکه بار ها گفتند صفایی با حضور در استودیو فرصت بیشتری برای حرف زدن داشته است و به دولتی ها ظلم شده است . در حالی که در این یک سال تمام رسانه ها در اختیار ایشان بوده و ایشان از هرگونه تهمتی به صفایی دریغ نکرده اند . و جالب تر اینکه بار ها هم اعلام داشتند که قصد ندارند قبل از انتخابات حرفی بزنند و این در حالیست که عالی ترین مقام اجرایی کشور در مورد این مسئله هم صحبت کرده بود !

هر چند سال هاست دل خوشی از صفایی فراهانی ندارم و البته سیاست های اشتباه وی را در عدم راهیابی به جام جهانی 2002 موثر می بینم و هم اینکه فساد و تباهی در فوتبال و داوری از سیاست های غلط وی نشات گرفته ولی وقتی کسی با دلیل و مدرک صحبت می کند و حرف حساب می زند نمی توانم در برابرش موضع منفی بگیرم !

نکته خنده دار حرف های سخنگوی سازمان این بود که بیان می کرد علی آبادی بنا به تکلیف از فوتبال کناره گیری کرده است که بلافاصله صفایی اعلام کرد که به دستور مستقیم فیفا وی کنار گذاشته شده است و نه تکلیف !

نکته دیگه هم فراموش کردن اسم فردوسی پور از سوی صفایی فراهانی بود که باعث خنده های پی در پی فردویس پور شد و هم اینکه فردوسی پور مهندس هم شد !

متن زیر هم نوشته روزنامه نگار محترم جناب آقای ساسان آقایی است : 

* در باب صفایی فراهانی و گردابی که به دولت پیشکش کرد

"محمود احمدی نژاد" گرچه نتوانست «به سرعت دنیا را به سوی احمدی نژادی شدن» پیش برد اما گویا در کسوت رییس دولت نهم خوب توانسته گفتمانش را به بدنه ی دولت تزریق کند.گفتمانی که نمادهای روشنی دارد؛در آن آسمان را به زمین می دوزند،هر چیز بی ربطی را می ریسند و با استفاده از صنعت نساجی بافتنی چهل رنگی فراهم می آورند،مونولوگ را به دیالوگ ترجیح می دهند،از فرار رو به جلو چونان یک تاکتیک موثر بهره می برند و سرانجام چون همه ی این ها نیز به نتیجه نرسید قواعد بازی را در هم می ریزند و به وارد کردن اتهام های پی در پی روی آورده و دایره ی "اخلاق" را زیر پا می نهند.اما گفتمان احمدی نژادی این بار در آزمونی زنده و سخت نمره ای منفی گرفت آن زمان که در جدال با "محسن صفایی فراهانی"،مداخله گران دولتی ورزش نتوانستد پاسخی برای مدارک و مستندهای رییس کمیته انتقالی فوتبال داشته باشند و یک به یک از کارزار رقابت بیرون شدند.صفایی فراهانی مردی است با گوشی پر از اتهام و ناسزا و گردنی کلفت تر از آن که با چند تشر و نیش و کنایه بتوان او را از میدان به در کرد.او با یک کوله بار از تجربه های این چنینی،یک پوشه کارنامه و مدرک به استودیویی آمد که احتمالن با موضع قبلی قرار بود صفایی را در گرداب یک چالش فرو برد اما پاسخ های زیرکانه و صادقانه او سازمان تربیت بدنی را هدف گرفت و مداخله گران سیاسی ورزش را در گرداب بی کفایتی خود بیش از گذشته فرو برد.آن ها گمان می کردند با گفتمان ویژه ی خود،شانتاژ و فرار رو به جلو خواهند توانست،پیروز این مناظره باشند و خود را به یک باره "بازنده" یافتند گرچه "فاجعه" این نیست،فاجعه واکنشی است که مسوولان سازمان بروز دادند؛آن ها به جای سکوت آشکارا به اتهام زنی و دروغ بافی روی آوردند.البته "کیومرث هاشمی" گفت:«آدم ها در روز روشن دروغ می گویند ولی انگار در شب هم می شود دروغ گفت» اما به راستی باید در افسوس صفایی فراهانی شریک شد که «دروغ گفتن برای انسان ها،کار آسانی شده» و گویی در گفتمان دولت نهم،ابایی از سناریو پردازی نیست.برنامه ساعتی پیش نشان داد که برخلاف تبلیغ یک سره دین و اخلاق،این روزها در گفتمان رسمی دولت بدیهی ترین مرزهای اخلاق هم زیر پا نهاده می شود و این آفتی بزرگ است و یک اپیدمی وحشتناک.وقتی که یک مسوول میانی دولت،برای موضوعی نه چندان مهم چون فوتبال با خیالی آسوده و بدون کوچک ترین وجدان دردی در رسانه جمعی دروغ می گوید،آیا انتظار دروغ گفتن رییس همین دولت در باب موضوع مهمی چون تورم گزاف است و وقتی که دولتی دروغ را به همین آسانی رواج می دهد،آیا نباید جامعه ای داشته باشیم که در آن دروغ گفتن بسی آسان تر از سر کشیدن لیوانی آب است؟