سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سرما
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

هوا سرد است

زمین سرد است

زمان نامرد نامرد است

شکوفه در دل آوندها خواب تو را می بیند ای ناجی !

هوا ابریست ............ دلتنگ است

........ و چشم آسمان از مرگ باور های دوشینش غبارآلود و بی رنگ است

شقایق های عاشق را به یغما می برد

بیداد طوفان زمستانی

............. و پرپر می شوند گلبرگ های نازک امید ...

نگاه یاس غمگین است

شفق می پرسد آیا دوست می آید ؟

و من می دانم او یک روز می آید - بالاخره یه روز *یه شب! * می آید -

.... و می بوسد شقایق های عاشق را

و با لبخند شیرینش میان غم ها لاله می کارد

نقل از وبلاگ مهدویت