سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

جهان
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

دراین سوی جهان

      تقدیرهمه را با شب نوشته اند.

با مرکبی به سیاهی چشمانت و بر طوماری به درازای یلدای

گیسوانت.    پاسش بدار ، گرامی بدارش ، حرمتش نشکن.

تا سپیده مهتابی کرباس راهی نیست.

  در باغچه تاریک زمین خواهی ُرست.

با خاک سیاه ، آب سیاه ، سنگ سیاه !!

ودر گلشن همه انسانها گل خواهد بود :

  گل حسرت ، گل سنگ. !!

 

نقل از وبلاگ شامیرزا