سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

باران
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی
اگه یه روز خواستی بری، بگو

 

راحت و بی دلواپسی

 

خوب می دونم، یه روز می یاد

 

قصه من تموم می شه

 

 مثل تموم قصه ها

 

نه، .... تازه شروع غصه هاست

 

شروع دل خستگیا

 

دلتنگیا و دلواپسیا

 

تازه خاطره ها جای خودت

 

تو قلب من جا می گیرن

 

هر جا می رم سراغت و

 

از من می گیرن

 

آروم می گم یادش به خیر

 

رفت و خاطره هاش مونده تو دل

 

 

نوشته از باران