سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آیت الله توسلی به رحمت ایزدی پیوست !
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیاست
انالله و انا الیه راجعون
دقایقی پیش خبر دار شدم آقای توسلی در جلسه تشخیص مصلحت نظام دچار سکته قلبی گشته و درگذشتند .
درست مقارن اذان ظهر خبر را خواندم . کسی که با اذان ظهر یادش می افتم .
سال ها قبل که ایشان در رادیو و پیش از اذان ظهر به احکام می پرداخت و همواره آقای توسلی را با اذان ظهر به یاد می آوردم .
ایشان برای انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان کاندید گشته بودند و قطعا فقدانش برای جناح اصلاح طلب بسیار سخت و شاید جبران ناپذیر باشد .
از درگاه حق برای ایشان و دیگر رفتگان خاک طلب مغفرت دارم .

سلام بر تو ای مرد خدا.
خسته بودی، نفست می‌گرفت، سرت به آسمان بود. غربت انسان کامل را کاملا می‌فهمیدی. نانت به نرخ روزگار مجاهدت بود. فقهت شرح سینه امام بود. در کدام نگاه عتاب آلود جامه دنیا را به دین‌داران سپردی ای مرد؟جماران که خانه آخرت است، موقوفه دنیا نیست! آن صندلی خالی چند بار در آغوش تو گریسته بود ای مرد خدا؟ چند بار سرافکنده امت مشتاق امام بودی ای مرد مردم؟موج رادیو را به کدام سمت آسمان بچرخانیم تا خبر رحلت تو را تکذیب کند؟! چه نا امیدانه است صبح‌های این زمستان. هر روز با خبری. هر روز با خطری...مرد بزرگی در صبح کوچکی به آسمان رفت. دنیای کوچکی یار انسان بزرگی را از دست داد. بگو آن بچه بسیجی‌های خاک گرفته جبهه‌ها که با کتانی‌های گل گرفته میمک و شلمچه و زبیداد، به آن حیاط کوچک امام می‌آمدند حالا در آغوش کدام خاکند تا تو را هم با خود ببرند.تا فردا روز شادی امام و شهیدن باشد؛ یار وفاداری به قائد بزرگی پیوست. مبارک است، اما چرا برای ما فردا عزای عمومی نیست؟!

 

نقل از اینجا :

http://dokohe.blogfa.com/