سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 2
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی

به نام حق

 

با اومدن برگه سفید اعزام به خدمت ، دیگه شمارش معکوس شروع دوره ای دیگر از زندگی آغاز شد .


 

 

اون طور که از شواهد پیداست طبق پیش بینی و درخواستم به احتمال زیاد در پادگان افسریه باید دوران دو ماهه آموزشی خدمت رو سپری کنم . خوب با وجود متاهل بودن مشخص بود که در تهران باقی می مونم !

 

ولی احتمال بسیار بعد از این دوره باید برای دوره کد اعزام بشیم . حالا نمیدونم برای سربازان شرایط دار دوره کد تهرانه یا که مثله بقیه باید بریم شهرستان !

 

به امید خدا در دوره آموزشی بتونم با استفاده از مرخصی های ساعتی اینجا سر بزنم و مطلبی بنویسم ولی بعد از اون رو نمی دونم . خدا بخیر بگذرونه !

 

سربازیم هر جوری باشه از دوران شش ساله دانشگاه بهتره ! این رو نرفته میگم ! سال های دانشجویی برام خیلی سخت گذشت ! خصوصا ترم اول . اتفاقای زیادی رخ داد تلخ و شیرین ! میدونم این دوره جدید هم خواهد گذشت و بعدش دوره ای دیگه آغاز میشه تا بوده همین بوده ، این مهم نیست ! مهم چگونه گذراندن و برخورد با حوادثه ! همه زندگی یه بازیه ، یه مسابقه است ! با توکل به خدا پیش خواهیم رفت !

 

التماس دعا

 

یا علی