سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 3
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی
امروز پنجم اسفند ماه هست و آغاز دوره ای دیگر از زندگی !

در برگه اعزام به خدمتم تاریخ پنجم اسفند ماه بود و از امروز رسما سربازی ام شروع شده است .

صبح حدود پنج بود که بیدار شدم و بعد از نماز ، آماده شدم و رفتم سمت میدان سپاه و برای مشخص شدن وضعیت .

برخی از سرباز های وظیفه با سری تراشیده و ساک وسائی اومده بودند و کاملا از بقیه متمایز بودند .

بعد از چند دقیقه کوتاه بر اساس کد مرکز آموزش برگه سفید پادگان محل خدمت هر کس مشخص شد و همچنین روز مراجعه .

من هم که کد 35 بودم در پادگان 01 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران نزاجا ، دوران آموزش خدمت را می گذرانم . خوب فعلا که زیاد بد نیست پادگان 01 واقع در اتوبان هجرت افسریه است که زیاد به خونه دور نیست !

روز چهارشنبه ساعت هشت صبح باید خودمون رو به پادگان 01 معرفی کنیم و البته هنوز هم نباید سرمون رو بتراشیم . پس تا کچلی بازم راه داریم .

 

تنها چیزی که کمی نگرانم کرده است دوره کد هست ! اونطور که فهمیدم بسیاری از رشته ها از جمله رشته من شیمی نساجی بعد از دوره دو ماهه آموزشی باید دوره آموزشی دیگری را هم بگذرانیم . البته به احتمال زیاد در یکی از شهرستان های بروجرد ، اصفهان و شیراز . قبلا خیال می کردم افرادی که متاهل هستند که اصطلاحا شرایط دار می گویند ، در تمام مدت خدمت در شهر خودشون هستند ولی مثل اینکه این قانون برای بعد از دوران آموزشی می باشد . هنوز که چیزی مشخص نیست . فعلا تا چهارشنبه هم مرخصی داریم تا بعد خدا چه خواهد !

یا علی