سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 5
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی

به نام خدا

بیستمین روز خدمت سربازی هم گذشت .


پنجشنبه هفته گذشته پس از یک هفته مرخصی گرفتیم و بعد از ظهر خونه بودم قصد داشتم مطالبی بنویسم که منتها وقتی رسیدم خونه متوجه شدم تلفنمون قطع می باشد و نشد بنویسم و در فرصت آتی روزشمار سربازی رو خواهم نوشت . و از دوستانی که در این چند روز اخیر از سراسر ایران پیدا کرده ام . و از اساتیدی که در این مدت آموزش داشته ام .

امروز هم مرخصی ساعتی داشتیم و بمدت 12 ساعت مرخصی داریم و 5 صبح فردا باید پادگان باشم و اگر فرصت کنم امشب مطالبی خواهم نوشت . از همه دوستانی هم که در این مدت بهم سر زدند ممنونم .

موفق باشید

یا علی