سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 10
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی

 

 

باز هم از سربازی و پادگان 01 نیروی زمینی ارتش ج. ا. ا. ....


 

 

 

 

 

برنامه کاری در مرکز آموزشی 01 بیشتر بر طبق برنامه درسی دانشگاه هست و بیشتر کلاس های تئوری داریم

و البته متاسفانه مدت کمی با اسلحه و تیراندازی کار داریم . هرچند به شخصه علاقه ای به تفنگ جنگی ندارم ولی تیراندازی به عنوان ورزش از علاقه مندی هام هست و کاش در دوران آموزشی فرصتی برای یاد گرفتن اصول تیراندازی مهیا شود و این ورزش که به عنوان یکی از ورزش های مورد تاکید پیامبر اسلام در میان مسلمانان با جدیت بیشتری دنبال گردد .

صبح های روز های زوج برنامه ورزشی داریم که برای خیلی ها ساده نیست ، یکیش خود من که دویدن های سنگین در توانایی ام نیست هرچند دویدن به طور آهسته و پیاده روی تقریبا از کار های هر روزه ام هست ولی برای کسانی که دارای مشکلات پزشکی هستند شرایطی مهیاست که در این برنامه شرکت نکنند .

بیشتر وقت صبح به کلاس های تئوری میگذرد و این برنامه تا حدود نیم ساعت به ظهر ادامه دارد و پس از آن برنامه موقع اقامه نماز و سپس صرف نهار . با وجود اختیاری بودن ادای نماز و کم بودن فرصت برای این کار اکثریت قاطع دانشجویان در مسجد مرکز 01 نماز برپا می دارند و کلا محیط این مرکز بسیار محیط دوستانه و با فرهنگی هست و با آنچه که از سربازی شنیده میشود بسیار متفاوت هست . برخورد سلسله مراتب بیشتر دوستانه است تا برخورد خشن و حتی در پشت برخورد های محکم هم نوعی محبت و دوستی دیده میشود . مثلا در یگان 714 جناب سروان حسینی نسب قصد داره با کمی تحکم برخورد کنه ولی هرگز نمیشه قلب صاف و ساده و شخصیت دوست داشتنی اش رو فراموش کرد و برخی هم همانند جناب سروان فرجی به طور کل برخورد خوبی دارند . این مراتب در اکثر افسران آموزش وجود دارد . جناب سروان کاویانی یا گروهبان رضایی و گروهبان اسلامی و حتی فرمانده یگان جناب خادم و سرهنگ بیگی .

 

و باز هم ای کاش این دوره به گونه ای شود که از توان افراد به شکل حداکثری استفاده گردد و خدمتی خوب برای مملکت انجام گیرد .