سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

قیصر
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

انگار مدتی است که احساس می کنم /

 خاکستری تر از دو سه سال گذشته ام /

احساس میکنم که کمی دیر است دیگر نمی توانم /

هر وقت خواستم / در بیست سالگی متولد شوم /

انگار فرصت برای حادثه از دست رفته بود /

از ما گذشته است که کاری کنیم /

کاری که دیگران نتوانند /

فرصت برای حرف زیاد است اما اگر گریسته باشی /

آه مردن چقدر حوصله می خواهد /

 بی آنکه در سراسر عمرت یک روز یک نفس /

بی حس مرگ زیسته باشی !

قیصر امین پور