سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 16
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

امروز روز آزمون عملی تیراندازی بود . میدان تیر پادگان 01 نزاجا در چند کیلومتری تهران و در محلی به نام تلو ( تلفات لیسانس وظیفه ) واقع است . همیشه برای این روز استرس و اضطراب زیادی وجود داشته و از شانس من روز قبلش هم نگهبان بودم و استراحت کافی نداشتم و اصلا آمادگی کامل نداشتم و باز هم از شانسی که من دارم قبل از تیراندازی حدود سه ساعت هم با جمعی از دوستان مشغول بیگاری یا همون همکاری بودیم و این سبب تضعیف قوای جسمانیمون شد . بلافاصله بعد از رسیدن به پادگان هم رفتیم سراغ دژبانی و مهر کردن دفترچه مرخصی و اومدن به خونه برای کمتر از 10 ساعت استراحت و شارژ شدن برای فردا صبح !