سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

اخوان
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ فروردین ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

دو چندان جور ، جان چندان کشید از عمر دلگیرم
که از عِقدِ چهل نگذشته ، چون هشتادیان پیرم.

روان تنها و دشمنکام ، و بر دوشم قلم چون دار
مگر با عیسی مریم غلط کرده ست تقدیرم؟

چو عیسی لاجرم - تجرید را - در ترک آسایش
به نه گنبد رسید و هفت اختر ، چار تکبیرم

ز حسرت یا جنون ، بر خود نهم تهمت که :آزادم
به قدِ قامتی صیاد بگشاید چو زنجیرم

ز خاکم بر گرفت و می دهد بر بادِ نا کامی
مگر طفل است ، یا دیوانه ، این تقدیرِ بی پیرم؟

نه پروازی ، نه آب و دانه ای ، نه شوقِ آوازی
به دام زندگی امید گگویی مرغِ تصویرم

                

     مهدی خوان ثالث