سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 29
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

به نام خدا

 

پس از طی 35 روز در شیراز و گذرندان دوره کد پیاده برای چند روز مرخصی به تهران برگشتم . روزهای تکراری و یکنواختی در شیراز گذشت .و البته حدود 20 روز دیگه هم از دوره کدمون باقیست .

 

صبح ها تا ظهر کلاس داریم و بیشتر بعد از ظهر ها بیکاریم . هر چند شیراز شهر توریستی و دیدنی است ولی شرایط دوره خدمت به گونه ای دیگر است و این جاذبه های گردشگری جذابیت زیادی برای من ندارد .

 

به هر حال زندگی هر گونه که باشد میگذرد و روز ها یکی پس از دیگری سپری خواهد شد .