سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حافظ
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

حافظ از مشرب قسمت گله نا انصافی است

طبع چون آب و غزل های روان ما را بس

 

جناب دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب تامل در حافظ ، خواجه شیرازی را در سه کلمه چنین تعریف می کند :

ایرانی مسلمان روشن بین ، با همه ی باری که هریک از این سه کلمه دارد .

شعر حافظ یک لایه ی زیرین دارد که با وجدان ناآگاه قوم ایرانی در ارتباط است و گیرندگی غیر عادی سخن او که او را به درجه ی لسان الغیبی رسانده است از همین جا آب میخورد . از این رو علاوه بر معانی ظاری و کنائی کلمات ، باید به این مفهوم زیرین نیز توجه خص داشت .

اختلاف نظری که بر سر تعبیر شعر حافظ در می گیرد ، ناشی از این وجه سه گانه است بسته به آنکه هرکسی تا چه اندازه باور ها ، بیم و امید ها و حسابگری های خود را جانشین مفاهیم تعبیر پذیر او کرده باشد .

حافظ یک انسان است ، انسان ظزیف و شریف که هرگز نمی خواهد نیاز های انسانی خود را که در سرشت اوست انکار کند ، یا به بهای تخفیف جوهر وجود خویش زیرپا بگذارد و از سوی دیگر نیز نمی خواهد که در پرده ی پندار بماند .

دلبستگی مردم به او ناشی از همین همدلی و همدردی است ، که آنان نیز پای بند نیاز های زمین خودند ، ولی حسرت بر شدن را از خود دور نمی کنند . آدمیزاد نه خوب است و نه بد ، بد کوشنده به خوبی است ، اعم از آنکه موفق بشود یا نشود و شرافتی که دارد در همین است .