سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سربازی 34
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

دیشب دوباره در پادگان نگهبان بودم . شب های نگهبانی شب های عجیبیه و برای من شب های بی خوابی . هربار که نگهبان هستم خوابم به دو سه ساعت میرسه و البته زیاد مشکلی هم برام ایجاد نمیکنه . اصولا آدم کم خوابی هستم .

به هر حال این دوره هم با خیلی از دوره های دیگه فرق داره . خدمت در پادگان 02 زیاد آسون هم نیست ولی در مقایسه با پادگان های اموزشی دیگه کمی بهتر هست .

به هر صورت روز ها یکی پس از دیگری میگذرد .