سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شریعتی
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: علی شریعتی ،سیاست ،تاریخ

نقش دکتر علی شریعتی در میان جریانات مخالف مذهبی مقارن با شروع انقلاب ، در قالب موج فکری ای بود که با شروع فعالیتش در حسینیه ی ارشاد در نیمه دوم دهه ی 1340 به وجود آمد . موجی که در سال های مقارن با انقلاب در دهه ی 1350 و بالاخص با دستگیری شریعتی در سال 1352 به اوج خود رسید . سخنرانی های جذاب و ادبیات گفتاری تاثیر گذاردکتر شریعتی ، در کنار نوآوری وی در هماهنگ نمودن مفاهیم و تعالیم اسلامی با شرایط روز جامعه باعث شد تعداد زیادی از جوانان بویژه قشر دانش جو و اقشار تحصیل کرده ی مذهبی ضمن علاقه مندی به تعالیم اسلامی ، طرف دار جدی دکتر شریعتی شوند . فعالیت های دکتر شریعتی جدا از مخالفت رژیم با فعالیت های وی ، مخالفت بخشی از بدنه ی روحانیت را به دنبال داشت .

رواج اندیشه های دکتر شریعتی تعدادی از دانشجویان و اساتید مدرسه ی حقانی را نیز تحت تاثیر قرار داد . در این میان جبهه گیری ای که در این باره بین طلاب مدرسه ایجاد شد باعث شد تا بحرانی جدی در مدرسه ایجاد شود و این روند تا بدان جا پیش رفت که حتی جواب سلام یکدیگر را نیز نمی دادند . البته این مساله محدود به طلبه های نمی شد و حتی در بین تعدادی از اساتید نیز باعث شد تا بحث و اختلاف نظر هایی به وجود آید . بارز ترین اختلافی که در این زمینه بین اساتید مدرسه به وجود آمد ، اختلاف مرحوم شهید بهشتی و آیت الله مصباح بود . آیت الله مصباح به شدت دیدگاهی ضد شریعتی داشت و معتقد بود که حرکت دکتر شریعتی باعث بروز انحرافاتی در جریان انقلاب خواهد شد و برخی از دیدگاه های دکتر شریعتی را درباره ی تعدادی از تعالیم و مفاهیم اسلامی ، بدعت می دانست . در مقابل مرحوم شهید بهشتی ، با دید مثبتی به فعالیت های دکتر شریعتی می نگریست و معتقد بود اگر چه اشکالاتی در بخشی از دیدگاه های دکتر شریعتی وجود دارد ، ولی این به معنای طرد کل عملکرد دی نمی شود و برای ارزیابی عملکرد دکتر شریعتی باید کارکرد مثبت وی را نیز در نظر گرفت .

 

 

قسمتی از کتاب زندگینامه شهید آیت الله علی قدوسی نوشته سید مسعود موسوی آشان نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1384 .