سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

خواب نقره ای
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

خدای من! نمی دانم خوابم یا بیدار ؟به مرحله ای رسیدم که جسم انسان ها را به جای پوست و گوشت و استخوان

 شیشه ای میبینم و روح را همچون هوایی متراکم اسیر در شیشه جسم

 روح ها رنگی است سیاه  سپید  خاکستری

چه زیباست روح های سپید! اگر سپید نیستی همان خاکستری هم جای امیدواری است.

چون گاهی از سیاهی دور شده ای و به سوی سپیدی می روی.

لحظه خاکستری شدن لحظه زیبایی است

نمی دانم  جه غمناک است شکستن جام های شیشه ای سیاه و چه زیباست لحظه شکستن در خویش قبل از شکستن جام وجودت!

این روح های فشرده و اسیر در جسم های شیشه ای پس از شکستن چقدر راحت وآسوده می شوند

به پرواز در می آیند و اوج میگیرند تا بی نهایت!خدایا!

به همه انسان ها کمک کن لحظه خاکستری داشته باشند به آنها فرصت بده تا اوج سپیدی  پیش روند قبل از شکستن جام وجودشان

خدایا چقدر زیباست همه سپیدی ببینی پاکی و صداقت

پس بر بنده های گنه کارت کمک کن(تا سپید بشکنند!)

 

نقل از وبلاگ خواب نقره ای