سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حرم دل
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

تو چشمه ای از محبتی که سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت  که اگر هست همه بازتابی از نور تواند و روشنی نباشد مگر آن که  تو  از پشت کوههای بلند  انتظار بیرون آیی  . آقای من ، عزیز من  در  انتظار تو ماندن ، همه  را به  تنگ آورده   و  لحظه دیدارت رؤیایی بزرگ شده است.  یارانت به تیغ جاهلیت کافران گرفتار گشته اند  و در خموشی غروب دلتنگ  و طولانی ات سخت غمینند. هرشب جمعه به همراهت رو به درگاه معبودشان دست به دعا برمی دارند که ای یکتای بی همتا، تو عنایتی بنما و آن دلداده را به دلدار رسان که اگر بر شکستن است سنگ  صبور دل نیز شکست.

نقل از وبلاگ حرم دل