سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شریعتی
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: علی شریعتی
هوا ، تیره  و شب ، سیاه و افق ، گرفته و عبوس و زمین ، از هول آرام گرفته و ظلمت ، حاکم و برقی اگر بود ، برق نگاه گرگی و صدایی اگر بود ، زوزه روباهی و توطئه ها در کار و بازار اتهام و دروغ گرم و متفرعان مسلط و قارونیان و بلعمیان و ساحران و ریسمان های بردگی به سیماب فریب آغشته و دشمنان بیدار و دست اندر کار و عوام برافروخته جهل و خواص فروخته علم و حقیقت ، در میان دشمنانش پایمال منفعت ، و در میان دوستانش پایمال مصلحت ، و زبان بریده و قلم شکسته ، لب و دست ، بسته و پا مجروح و راه بن بست و کوله بارم سنگین و دشمن از چهار سو به تیرم گرفته و دوستان ... !برای نخستین بار ، در سراسر عمرم ، به نالیدن محتاج شدم ، اما ... آن نخلستان های محرم و آشنای من نبودند ... برگرفته از کتاب وارث آدم نوشته معلم شهید دکتر علی شریعتی