سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

500
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

 

 

این پست پانصدمین مطلبی است که در اینجا می گذارم .



 

در تابستان سال 82 بود که پس از حدود یک سال آشنایی با وبلاگ ها بالاخره تصمیم گرفتم وبلاگ درست کنم و البته بیشتر به جهت پرداختن به موسیقی و البته به طور تخصصی به گیتار و تا حدود دو سال تنها در اون مورد می نوشتم ولی به دلیل شرایط مختلف و البته دور شدن از موسیقی و گیتار وبلاگ گیتار و موسیقی هم نام عوض کرد و هم قالب !

در این چند سال دوستان زیادی در اینجا پیدا کردم که بسیاری برایم جالب بودند و البته چند تا از دوستان قدیمی ام را هم در اینجا یافتم و البته مهم تر از همه این ها نوشته هایی بود که بقدری برایم زیبا بودند در دفتری یادداشت کرده ام .

موقعی که شروع به نوشتن کردم به دلیل نا واردی چندین پستم حذف شد و الان تاریخ آرشیوم از شهریور 82 است .

آن زمان هنوز موج فراگیر وبلاگ نگاری شروع نشده بود و تعداد بسیار محدودی در این زمینه فعال بودند که هنوز هم بسیاری از ایشان مشغول هستند و البته اکنون هم تا حدی موج وبلاگ نویسی فروکش کرده است و وبلاگ ها در جهت تخصصی شدن و پایداری گام بر می دارند .که امیدوارم همواره موفق باشند و ادبیاتی نوین در جامعه صورت پذیرد .