سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

وصال
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

 

ماهیچ وقت به هم نمی رسیم!

 

سال هاست روبه روی هم

دوسوی ریل هامی ایستیم

به هم نگاه می کنیم

وشاخه های گل

پژمرده می شوند

                      میان دست های مان.

 

تقصیرمانیست

قطارها

        به سرعت می گذرند!

 

شعری از رضا کاظمی