سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

خواب نقره ای
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

می رم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه دیوار اتاقت از عکسم خسته شه

 می رم تا بارون منو یاد تو نندازه میرم یه جای تازه

 می رم با چشمای خیس و قلبی بی گناه 
می رم حتی نمیندازی به من یک نگاه

 هر جا می رم اما بازم یادت می افتم اینو به همه گفتم

 می رم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست

می رم جایی که دریا نیست اسم تو رو ماه نیست غوغا نیست

 کاش می شد تا ببینی من اینجا چه تنهام وقتی که تو نباشی به هم می ریزه دنیام

اینجا کسی نیست با چشمای ناز و روشن بی تو چه غریبم من

 از هرجا رد میشم می یاد عکست رو به روم سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم 

دارم آروم آروم مرگ و به جون می خرم دیدی چی اومد سرم

می رم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست

 می رم جایی که دریا نیست اسم تو رو ماه نیست غوغا نیست         

 

 

 

نقل از وبلاگ خواب نقره ای