سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سوماپا
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

با دست و پای جدیدم غریبه ام.

حوله رو که بر میدارم یوهو انگار دست یکی دیگه تو آینه رو صورتمه . هنوز به موقعیتم عادت نکردم. مثل بازیگرای آماتور که جلوی دوربین نمیدونن با دستاشون چی کار کنند.

گاهی یک لحظه ی کشدار میگذره  تا دوزاریم بیفته این پاهایی که تو دمپایی رو فرشی آبی گلدار من  اینور اونور خونه میپلکه مال خودمه. بیشتر انگار از دور نشستم نگاهش میکنم.

این لاک آلبالویی هم ماجرای غریبی ِ...

 

 

نقلی از وبلاگ سوماپا