سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ناگفته ها
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

من نمی دانستم

درد دل سنگین است

و خزان یعنی چه

و چرا در هر شام

جغد از غربت خود می گوید....

رفتنت معنا کرد

واژه غربت را

رفتنت یک بغل اندوه برایم آورد

ارمغانی به سیاهی شب خاطره ها

و به اندازه یک توده غم....

.

.

با خودم عهد بسته بودم که دلتنگی نکنم, اما گاهی دلتنگی برای تو, چاره من است برای رهایی از دلتنگی های روزمره  گاه و بیگاه...

امشب می خواهم یادم بیاید که دلتنگت بودم, هستم, و.........

.

نقل از وبلاگ ناگفته ها