سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

گشنگی
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: امام خمینی

 

 

حجت الاسلام و المسلمین محی الدین فرقانی :

غذای امام بسیار ساده بود و معمولا با نان و پنیر سر می کردند و در ظهر ها آبگوشت .

یک روز در نجف در راه حرم ، آقا به من گفت :

به من گفته اند که شما شب ها در بیرونی برای شمام نمی ایستید و به منزل خودتان می روید ، بمانید !

گفتم :

آقا ! در بیرونی شما که خبری نیست ، من دارم می میرم . الان یک ماه است که به خانه خودم می روم و کمی سر حال آمده ام !

آقا خندیدند و چیزی نگفتند !

,
,