سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

پشت پرده هالیوود
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان 

لابی صهیونیسم در هالیوود، در عرصه تولید فیلم‌های کودکان نیز تا کنون بسیار مؤثر و فعال عمل کرده است . امروز در سراسر دنیا والت دیزنی نامی آشناست و بیشتر کودکان شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی را به خوبی می‌شناسند .


 اولین شخصیت مشهور آثار والت دیزنی میکی ماوس نمادی از همان یهودی سرگردان و بی کس است که مدام از سوی رقیبان قوی‌تر تهدید می‌شود و او صرفاً با اتکا به زیرکی و چالاکی خویش ، بر تمامی دشمنان فایق می‌آید .

 امروز هم تداوم این شخصیت کارتونی را در انیمیشن تام و جری می‌توان مشاهده کرد که موشی بد جنس و فریب کار با تکیه بر شیطنت ها و ناجوانمردی هایش به طرز اعجاب آوری همیشه بر گربه ای نادان و احمق پیروز می شود . این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان یهودی که دقیقا مفهوم سمبل موش را می فهمند تأثیر بسزایی دارند. همیشه بر خلاف عالم واقع در این قبیل فیلم ها ، موش برنده می شود .

مورد دیگر شخصیت‌های کارتونی مطرود و گوشه‌گیری هستند که به دلیل زشت‌رویی توسط دیگران تحقیر می‌شوند ولی در نهایت این ناتوانی و زشتی با توانایی و زیبایی جایگزین می‌گرد و آنها بر تمامی مشکلات غلبه می‌کنند و غبطه رقیبان را بر می‌انگیزند . انیمیشن دامبو ، فیل پرنده در زمره این گروه از آثار است . در این فیلم شاهدیم که مادر دامبو بر خلاف سایر فیلها که کلاهی زنگوله دار بر سر دارند ، کلاه عرقچین مانند مخصوص یهودیان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر می‌برد و خود دامبو هم طی عملیاتی در سیرک پرچمی را که به پرچم رژیم اشغالگر قدس بی‌شباهت نیست به اهتزاز در می‌آورد.

   کارتون جوجه اردک زشت هم که شخصیت گوشه گیر و آواره و زشت روی فیلم نامه تبدیل به قوی زیبایی می شود و در پایان فیلم به سمت خورشید می رود ، از همین کلیشه پیروی می کند .

و نماد یهودی تنها و مطرودی است که با رفتن به سمت سرزمین موعودش به سعادت رسیده است . عبارت رفتن به سمت خورشید در تورات آمده و در بین یهودیان رایج است که منظور از آن بازگشت به سرزمین موعود است .

کارتون های بسیاری هم مروج زندگی و اخلاق غربی هستند و سعی دارند خصوصا شرقی ها را شیفته و هضم شده در روشهای غربی نشان دهند و با این الگودهی مخاطبان را به سمت ارزشهای دنیوی یهودی بکشانند ؛ مثلا در سری جدید کارتون سند باد ، افسانه هفت دریا شاهد آنیم که فضای شرقی مجموعه های پیشین مبدل به فضایی خشونت بار و پر زد و خرد شده است . مثلا در صحنه ای که سند باد از پشت سکان کشتی کنار می رود ، با هفتاد ضربه شمشیر و خون ریزی بسیار ، کنترل کشتی را به دست می گیرد . شدت خشونت در این فیلم آن چنان زیاد است که حتی دریا با خون افراد سرخ می شود و مثل بسیاری از فیلم های جدید غربی لشگری از شیطانک ها و دیو ها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او مارینا و دوست وفادارش کیل می جنگند . حتی دیالوگ ها هم خشونت بار است . جالب است که نویسنده این فیلم جان لوگان در کارنامه خود اثری پر برخورد چون گلادیاتور را دارد . در این محصول والت دیزنی هم میشل افایفر یهودی به جای اریس خدای جنگ صحبت می کند . در این فیلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهری کاملا غربی و بی هویت گرفته که در نقش یک دزد دریایی قهار باید از هفت دریا عبور کند و کتاب صلح را از خدای جنگ ، اریس بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودی نجات دهد . جریان در شهر سیراکیوس که شاهزاده عادلی به نام پروتئوس در آنجا حکومت می کنداتفاق می افتد . در این فیلم از علاء الدین و علی بابا هم خبری نیست.

در کارتون لوک خوش شانس گانگستری سفید پوست که نماد کلانتر و قانون اومانیستی آمریکایی است و همیشه ورد زبانش تنهایی و غریبی و آوارگی خودش می باشد ، با چهره و اخلاقی نیکو  که با وجود اسب بذله گویش سالی و سگ خنده رویش بوشویک جذابیت دوچندانی می یابد ، همیشه در جستجوی مجرمان و تبهکاران است و هیچگاه با شکست روبرو نمی شود . در بعضی از قسمت های آن شاهدیم که لوک متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمی از فرقه های مذهبی خرافی می باشد و اگر نبود لوک جنگ قبیلگی و ظلم تبهکاری همه جا را فرا می گرفت .

برای ما هنوز جای این سوال باقی است که خانه لوک کجاست ؟

 و چرا همیشه در پایان غرور انگیز پیروزی هایش در غروبی زیبا به سمت خورشید ، نماد سرزمین موعود درکتاب مقدس می رود !

در کارتون گالیور هم می بینیم سفید پوست بزرگی با سمبلها و مدلهای مو و لباس نژاد انگلوساکسونی به جزیره آدم کوچولوها ، جهان شرقی می رود و این کوچولوهای بی دفاع بر قدرت مادی و مغز پرجولان گالیور تکیه کرده و دشمنان خود را شکست می دهند و بدون حضور گالیور شکست آنها قطعی بود .

در فیلم رابینسون کروزوئه هم شاهدیم سفید پوستی انگلیسی تبار که کشتی اش شکسته و در جزیره ای تنها مانده است با سیاه پوستانی بی تمدن و وحشی و آدم خوار رو برو می شود که یکدیگر را قربانی کرده و می خورند ؛ اما رابینسون پرعاطفه و دل نازک یکی از این بی تمدنها را به نام جمعه از دست قبیله آدم خوار و سبک مغزش نجات می دهد و جمعه در اثر همنمشینی با این یار مهربان ، با سواد می شود و به سمت تمدن و پیشرفت حرکت می کند و به تدریج تمام آن مردم عقب مانده به شیوه های زندگی و معاشرت رابینسون ایمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجی عزیز خود می پذیرند و به سبک او زندگی می کنند .

نگره صهیونیستی حاکم بر آثار والت دیزنی ، بعضاً به تولید انیمیشن‌ها و فیلم های تاریخی در خصوص زندگی انبیای الهی  منجر شده که سه کارتون کشتی نوح ، زندگی حضرت موسی و زندگی حضرت یوسف علیهم‌السلام از آن جمله‌اند . در تمامی این آثار ، بر اساس قصص تورات ، روایات تحریف شده‌ای از زندگی انبیا ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت این بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائین می آورد و رواج سکولاریسم و مادی گرایی را تسریع می کند .

جالب توجه آنکه در برخی از این آثار ، شخصیت‌های اصلی انیمیشن با صدای مشهورترین ستارگان یهودی سینما سخن می‌گویند مثلاً در انیمیشن پرنس مصر که روایتگر زندگی حضرت موسی علیه‌السلام است ، وال کیلمر به جای موسی علیه‌السلام ، میشل اِفایفر به جای همسر و ساندرا بولاک به جای خواهر او صحبت می‌کنند .

علاوه بر انیمیشن ، در عرصه فیلم کودک نیز هالیوود از تعدی صهیونیست‌ها مصون نمانده و کلیشه‌ های خاصی در قالب فیلم کودکان ، طی چند دهه اخیر مدام تکرار شده‌اند .

 مثلاً کلیشه کودک محروم مانده از میراث اجدادی یا جدا افتاده از آغوش گرم مادر که هر یک به نوعی تداعی‌گر یهودی مظلوم و به دور مانده از سرزمین مادری خویش‌اند در این قبیل داستان ها از پیام هایی که در کتب مقدس یهودیان آمده است و مخاطب یهودی و بسیاری از غیر یهودیان به راحتی می فهمند که منظور از آن چیست استفاده می شود یهودیان اسراییل را مادر قوم خویش می دانند و اینکه شهر یا منطقه ای به انسان تشبیه شود ، درجای جای تورات  آمده است .

داستان سیندرلا مثال خوبی برای این کلیشه نخ‌ نما و تکراری است .    داستان هاچ زنبور عسل هم به کودک یهودی می فهماند که باید به دنبال مادر زیبا و نورانی خویش باشی و همه غیر یهودیان موجوداتی مخوف ، بدجنس و حتی بد بو هستند که می خواهند او را از بین ببرند . این داستان به بچه های غیر یهودی هم این پیام را القاء می کند که دیگران دشمنان و موانع رسیدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به دیگران را در کودک از بین می برد.

 کلیشه کودک شیطانی که با زیرکی بر دشمنانی که قصد تجاوز به خانه و کاشانه او را دارند ، فایق می‌آید و آنها را به سختی مجازات می‌کند هم شبیه مورد قبلی است .

 مجموعه طنز تنها در خانه بر اساس همین کلیشه پدید آمده  و با نگاهی ساده به مضامین آن ، ردپای چهار جنگ اعراب و اسراییلی و شکست اعراب در هر چهار جنگ را می‌توان دید.

برخی از آثار انیمیشن نیز محملی برای پیام‌های سیاسی هستند . مثلاً در کارتون شیر شاه ردپای نزاع دو ابرقدرت طی سال‌های جنگ سرد و آشتی مجدد نسل‌های آتی بعد از فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق به وضوح مشهود است . توضیح اینکه شیر نماد سلطه جهانی یهود است و در تورات آمده است که :

و بقیه یعقوب ، در میان امتها و قومهای بسیار مثل شیر در میان جانوارن جنگل و مانند شیر درنده در میان گله های گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پایمال می کند و می درد و کسی نمی تواند مانع او شود . قوم اسراییل دربرابر دشمنانش خواهد ایستاد و آنها را نابود خواهد  کرد.