سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شیطان
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،سینما و تلویزیون

نگاه خرافی نسبت به شیطان

بر اساس این نگرش ، شیطان مفهومی اهریمنی است که با قدرتی مخوف و ویرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم می‌کند و با کمک پیروانش ، نسل آدمی را در معرض نابودی قرار می‌دهد . در آن گروه از آثار سینمایی که شیطان را از این منظر به تصویر کشیده‌اند ، انسان بره بی‌پناهی است که به چنگال شیطان اسیر شده و هیچ امدادی از جانب پروردگار به او نمی‌رسد . لاجرم آدمی در نبرد نابرابر با شیطان یکه و تنهاست و امیدی هم به امداد الهی ندارد و اگر دارد سرانجام به نومیدی بدل خواهد شد . در این مهلکه، اراده خود او یا انسان‌های دیگر تنها سرمایه‌ای است که می‌توان به آن امیدوار بود .   


در سینمای کلاسیک ، شیطان بر اساس تقدیری ازلی در زمانی معین از زندان دوزخی خود رها می‌شود و برای انتقام گرفتن از نسل بشر معمولاً در کالبد یک انسان حلول می‌کند و آن انسان را به انجام اعمال شیطانی وا می‌دارد . به تدریج پیروان شیطان ، گرد میزبان شیطان صفت جمع می‌شود و حلقه شیطان پرستان شکل می‌گیرد . بر اساس این باور خرافی ، شیطان برای انجام شرارت محتاج کالبد آدمی است و هرگاه انسان میزبان کشته شود یا اینکه به صورت داوطلبانه خودکشی کند ، شیطان کالبد انسانی خود را از دست خواهد داد و ناگزیر دستش را آزار آدمیان کوتاه خواهد شد.   

در این صورت شیطان دوباره به زندان باستانی خود باز می‌گرد و در انتظار فرصتی دیگر برای نابودی نسل بشر باقی می‌ماند . در این فیلم ها شیطان گاهی کودکان معصوم و خردسال را به عنوان میزبان خود بر می‌گزیند و زمانی جسم سیاستمداران یا کشیشان را تسخیر می‌کند تا سازندگان موذی این فیلم ها از طرفی سیاست را عین نحوست و پلیدی نشان دهند و بتوانند سیاست را از دیانت جدا کنند و حکومت ها را به سمت لائیسم و بی دینی سوق دهند و از طرفی کشیشان را هم ، هرچه بیشتر خراب کنند و نسل جوان معصوم و حتی خرد سال را با الگوهای کم سن و سالی که تبدیل به مرکب شیطان شده اند به سمت بی بند و باری و هرزگی و پوچ گرایی سوق دهند و هرچه بیشتر به اهداف استعماری و امپریالیستی خود دست یابند . در بسیاری از این قبیل فیلم ها محل آزاد شدن و فرو رفتن شیطان در زندان دوزخی خود ، کلیسای مسیحیت است.   

این باور خرافی و کودکانه تا کنون دستمایه آثار سینمایی متعددی قرار گرفته که فیلم‌هایی نظیر: جن‌گیر ، طالع نحس ، پایان روزگار، وکیل مدافع شیطان ، مومیایی و ارباب حلقه ها از آن جمله‌اند . این فیلم ها غالبا همراه با خشونت ، برهنگی ، یاس ، نومیدی ، جادوگری ، اسطوره سازی ، خون آشامی  ، وحشت و ترس هستند، مثلا فیلم شرکت هیولاها و یا داستان شیطان کوچولو تصویر خوب وجذابی از دیوها و شیاطین ارائه می دهند.   

فیلم هایی چون هری پاتر و دیوید کاپرفیلد مخاطبان نوجوان و بزرگسال خود را به سمت سحر و شعبده و افسانه پیش می برند و آثاری چون دراکولا با حاکم کردن وحشت و ناامیدی بر مخاطبان آنها را قسی و سنگدل می کنندو در مجموع روح انسان ها را به سیاهی وتباهی می کشانند.   

این قبیل آثار سمبل ها و نمادهای شیطانی وفرقه جدیدالتاسیس شیطان پرستی را ترویج و تبلیغ می کنند ؛

مظاهری چون : خفاش ، مار ، عقرب ، عنکبوت ، شغال ، کلاغ ، بزوحشی ، جمجه و استخوان ، شمشیر خون آلود ، صلیب و هلال وارونه ، ستاره پنج پر و ستاره شش پر، نیزه سه سر، صورتک های شیطانی ، غول و جن و روح های وحشتناک و بعضا مهربان ، جارو و عصا و سایر ابزار سحر و جادو ، مدل های مو و لباس خاص ، رنگ هایی چون سیاه ، قرمز و آبی روشن ، ادبیات و شعر های نفرت برانگیز و زننده ، اعدادی چون  6 و  666 ، اشکالی مثل مثلث و دایره های ناقص وانواع موسیقی های شیطانی . البته باید توجه داشت که این سمبلها همه جا نماد شیطان نیستند و در ترکیب با مضموم و ادبیات و موسیقی نفرت انگیز شیطانی این معنا را می رسانند و نباید با بی خیالی از کنار این نمادها گذشت چراکه ده ها سال است که در لوای همین علائم و نشانه ها غرب فرهنگ خود را به سایر نقاط جهان صادرکرده است و در فقه اسلامی داریم که تشبه به کفار حرام است.   

 

متاسفانه بسیاری از تولید کنندگان محصولات فرهنگی هم به توسعه این نمادها کمک شایانی را می کنند و داخل نشریات و روی لباس ها و انواع لوازم التحریر و ماسک ها و عروسک ها و تابلو های تبلیغاتی حتی در کشور خودمان این سمبل ها و تفکرات خطرناک و ضد خدا را رواج می دهند