سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

معلم شهید دکتر علی شریعتی
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی: علی شریعتی
 مردم یکی از چیزهایی را که در این عالم هست نمی شناسند ، می شناسند اما زیبایی اش را در نمی یابند ، این هم همچون هزاران زیبایی دیگری است که هست و ناشناس مانده است چشم ها بسیار سطحی و نگاه ها به طور وحشتناکی خشن و درشت بین و عامیانه اند . چقدر راست است آن کتیبه : « مردم حتی حواس پنجگانه شان هم خوب کار نمی کند ، باید یک سطل پودر و ماتیک و رنگهای مختلف را برای رنگرزی چهره ات مصرف کنی تا چشم های زیباپرست تشخیص دهند که ها ... خوب شده است . یک من ادویه را باید توی کاسه غذایی چپه کنی تا ذائقه لطیف آن ها بوی غذا را حس کند ، باید خودت را جلوشان لخت کنی تا متوجه بشوند که زیبایی یک اندام چیست ... »راست است اما این را نگفتی که وقتی هم که با این فوت و فن های عامیانه آن ها را متوجه کردی تازه متوجه چی میشوند ؟ چه زیبایی یی را می فهمند ؟ چگونه ؟ و تا کجا می توانند دید ؟ این چشم ها ، دقیق ترین چشم ها ، از یک آیینه جیوه ریخته و دقیق تر نمی بینند ... یکی از زیباترین چیزهای این عالم که نه تنها زیبایی آن را تشخیص نمی دهند بلکه آن را یک بلا ، مرگ ، خطر ، شومی ، مصیبت تلقی می کنند و یکی از مایه های زاینده « نصیحت های مشفقانه »  است ، « سرعت » است .  معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی از صفحه 170