سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آخرین وسوسه ی قابیل
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

 

  سپیده که سر زند

آخرین بت نادیده را سلام خواهم گفت

به لطف کوچ قبیله قابیل

کوچه تنگ این جهان آتش فشان شد

و وارثان هابیل

 جفت گیری کلاغ ها را شب زنده داری کردند

سپیده که سر زند

 باید برای ارواح جنگل خیرات بدهیم 

اگر چشمه ها خشک شود

 وچا ه های نفت  ته بکشد

هیزم های که از جهنم به ارث بردیم

اجاق خانه هایمان را  کور نخواهد کرد ...

 

نقل از وبلاگ آخرین وسوسه قابیل