سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آل احمد
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: جلال آل احمد

 

جلال الدین آل احمد به سال 1302 در خانواده ای با سنّت های کاملاً مذهبی متولّد شد که نسبش با سی واسطه به امام باقر علیه السلام می رسید .

پدر جلال ، شیخ احمد ، یک عالم بود و برادر بزرگتر ، دو خواهر شوهر و یک برادرزاده اش نیز روحانی بودند ؛ به علاوه مرحوم سید محمود طالقانی پسر عموی پدر جلال بود و او در طول زندگی اش تماسهای پراکنده ولی مهمی با وی داشت .

خانواده اصلاً اهل روستایی در طالقان به نام  اورازان ، ناحیه ی سرحدی مازندران بود وهرگاه جلال به آنجا سفر می کرد فعّالانه برای آسایش روستاییان می کوشید و اوّلین تک نگاری اش را به آن ها اختصاص داد .


 

کودکی جلال در محله قدیمی و کهن پاچنار ، واقع در جنوب تهران قدیم گذشت . جایی که پدرش در یک مسجد محلّی پیش نماز بود . خانواده تا سال 1311 هجری خورشیدی ، هنگامی که  علی اکبر داور  روحانیت را از کار محضری و عوایدی که از آن به دست می آوردند ، محروم کرد ؛ وضع نسبتاً مساعدی داشت .

قرار شد که جلال پس از دبستان به تحصیل ادامه ندهند ، بلکه به دنبال کار برود تا هم کمک خرجی به خانواده باشد و هم برای روزی که باید با تحصیل علوم دینی جانشین پدر می شد ، پول کافی پس انداز کند . وی ضمن کار ساعت سازی و سیم کشی برق ، پنهان از پدر در کلاس های شبانه دارالفنون ثبت نام کرد و در سال 1322 شمسی دیپلم دبیرستانش را گرفت . یک سال بعد با پیوستن به  حزب توده که قویترین سازمان مارکسیستی در ایران بود، کاملاً از مذهب برید .

شرایط ایجاد شده به وسیله کودتای مرداد 1332 خورشیدی هرگونه فعّالیت سیاسی سازمان یافته ای را ناممکن کرده بود ، آل احمد دوباره با نیرویی یک پارچه به کارهای ادبی روی آورد  بازگشت از شوروی  اثر ‌ آندره ژید ، را به عنوان باز خواست حزب توده و حامی اش شوروی ترجمه کرد .

آنچه بر تکامل فکری او و بازگشت نهایی اش به اسلام به عنوان سرچشمه ای ملّی ، اگر نه هویتی شخصی مؤثرتر بود ، دلبستگی جدیدش به تحقیقات مردم شناسی بود .

آل احمد بیماری غربزدگی را کشف کرد .این کشف نه تنها عنوان و ایده مشهورترین و اثر گذارترین کتابش را به او داد بلکه به قول خودش نقطه عطفی در حیات فکریش بود .

از حدود بیست سال پیش که به حزب توده پیوسته بود ، برای وی این مهمترین تحّول بود زیرا بر خلاف دگرگونی های سیاسی که او در این مدّت یافته بود، این تحول در بر دارنده یک سمت یابی بنیادی بود که وی را از جمع روشنفکران ایرانی متمایز می کرد .

نمی توان گفت که غربزدگی نشان دهنده بازگشت به اسلام ساده ای است و سر منزل فکری آل احمد مطمئناً همان نقطه مرگش نبود ، پس از غربزدگی تقریباً هر چه نوشت ، تحت نفوذ آگاهی از تضاد تاریخی و امروزی غرب با دنیای اسلام قرار داشت ، با علاقه ای به بازیابی اصالت و استقلال فرهنگی ایران که در نقطه مقابل آن اسلام شیعی قرار داشت ، با دیدی انتقادی نسبت به آن دسته از روشنفکران هم روزگارش که ناقلین بیماری غربزدگی بودند . بخشی غربزدگی در مجلّه ای ماهانه چاپ شد امّا سانسور جلوی ادامه آن را گرفت و آل احمد در سکوتی اجباری فرو رفت .

مهمترین سفر خارجی آل احمد سفر حج در سال  شمسی 1343 بود که حاصلش سفرنامه درخشان و گیرایی بود که دو سال بعد چاپ شد با عنوان خسی در میقات و مرحله دیگری را در مسیر او به سمت اسلام نشان می داد .

آل احمد در سال های باقی مانده عمرش دو اثر مهم دیگرش را به وجود آورد. یکی داستان بلند نفرین زمین که در سال 1346 خورشیدی چاپ شد و تصویری از شکاف پدید آمده در روستایی ایرانی است به وسیله چیزی که اسمش را اصلاحات ارضی گذاشتند ، از دید یک معلّم روستایی و دیگری در خدمت وخیانت روشنفکران بود . این کتاب مطالعه دقیق تر و جزئی تر نکاتی بود به خصوص مسأله نقش اجتماعی روشنفکر که در غربزدگی تا حدّی به طور شتابزده و احساسی طرح شده بود .

جلال آل احمد که در اثر سال ها کشاکش بی وقفه ضعیف شده بود در 18 شهریور 1348 در روستای  اسالم  گیلان درگذشت و نزدیک مسجد  فیروز آبادی  در شهرری دفن گردید .

هنگام خواندن غربزدگی مهم است به یاد داشته باشیم نویسنده اش نه یک مورّخ بود و نه یک ایدئولوگ . او مردی بود که پس از دو دهه تفکّر و تجربه ، بنیادی را که به جامعه اش ارتباط داشت کشف کرده بود و در انتقال این کشف به دیگران شتاب داشت . او نه فرصت و نه شکیبایی آن را داشت که به تحقیق تاریخی دقیق بپردازد ؛ وقتی در جاهایی از کتاب ، خوانندگانش را به جستجوی سند و دلیل تاریخی مطلب اظهار شده فرامی خواند . او کار بیرون کشیدن نتایج و پرداختن به جزئیات راه حل ها را نیز به خواننده اش وا می گذارد .

در بخش هایی از کتاب  غربزدگی که ظاهراً ریشه های تاریخی آن را تحلیل می کند ، لغزش هایی دیده می شود که بعضی آنقدر مهم هست که استدلال او را تضعیف می کند ، به رغم غیر قابل استناد بودن آل احمد به عنوان یک مورّخ ، قابل ذکر است که تنظیم مدرک تاریخی برای اثبات یک نظریه مهم در زمان خود در ایران تازگی داشت . تاریخ نویسی بیشتر ثبت عقل جویانه جزئیات تاریخی بود بدون هیچ گونه هدفی بالا تر از تجلیل گذشته و یا بر عکس نشان دادن این که چه پیشرفت هایی تحت توجهات ملوکانه پهلوی انجام شده است !

بیشتر آنچه آل احمد وصف یا تحلیل می کند البته مختص به ایران نیست و تقریباً  هر کجا که امپریالیسم اعمال نفوذ کرده است دیده می شود . بنابراین فصل های غربزدگی یاد آور دیگر کارهای خودکاوی فرهنگی به وسیله قربانیان امپریالیسم است : نوشته های فرانتس فانون ، کتاب مهمی به زبان ترکی از مهمت دوگان به نام ‌ خیانت غربی کردن  کتاب شرقی گرایی از ادوارد سعید و

جاذبیت عمده غربزدگی در میزان تأثیری است که بر جریانات روشنفکری معاصر ایران گذاشته است .

وی ارزیابی انتقادی مجددی از صفویان و شرایط پیروی  ایران از تشیع آغاز کرد و صفویان را خائنین به وحدت اسلامی نشان داد که سیاست هایشان مبتنی بر از میان برداشتن  اهل تسنّن و همدستی با قدرتهای  مسیحی اروپا بود . نتیجه منطقی این تحقیر صفویه ، نوعی تقدیر ، هرچند مردّد و محتاط از نقش تاریخی  عثمانی ها  است به عنوان دژ اصلی قدرت اسلامی در برابر هجوم اروپا ، یک چنین اصلاحی در دیدگاه تاریخی که تا حد زیادی از آرزوی رفع میراث اختلاف فرقه ای صفویه و ایفای نقش فعّالی و حتّی پیشتاز در دنیای اسلام ناشی می شود ، از زمان انتشار غربزدگی به طور فزاینده ای معمول شده است .

در باره تاریخ قرن اخیر ، آل احمد احتمالاً اولین فرد از میان روشنفکران بود که انقلاب مشروطه را با دیدی انتقادی ارزیابی کرد و از قتل  شیخ فضل  اله نوری مخالف عمده مشروطه خواهی سبک غربی، اظهار تأسّف کرد . نوری سال ها مورد تنفر اکثر مورّخین مشروطه بود امّا با ذکر خیری که در غربزدگی از وی شد و با شروع روندی که پس از انقلاب اسلامی تکمیل گردید ، از وی اعاده حیثیت شد .

همچنین مطلب مهم در باره نفوذ کتاب غربزدگی آن که ، آل احمد در جامعه ای که رنج و استثمار فراگیر شود که جامعه ایران را از آن جمله می داند ؛  خبر از بهم پیوستگی  مستضعفین می دهد که یکی از عمده شعار های عقیدتی انقلاب بود .

آل احمد از تمام این جنبه ها همچون جنبه های دیگر به معلم شهید  علی شریعتی سخنور، نویسنده ، جامعه شناس و ایدئولوگ ، به نظر می رسد که شباهتی نزدیکتر از هر عضو دیگر روشنفکر ادبی ایران با آل احمد دارد .

موضوعاتی چون اصالت فرهنگی ، نقش روشنفکری که تن به شرایط اجتماعی داده و مسائلی ناشی از حضور ماشین در یک جامعه سنّتی که به گونه ای شتابزده به وسیله آل احمد مورد بحث قرار گرفته بود ، به وسیله شریعتی با جزئیات بسیار بیشتری پرداخته شد و موضوع یک سلسله سخنرانی و کتاب قرار گرفت ولی با وجود تمام شباهت ها میان این دو تن ، تفاوت های مهمی نیز وجود داشت :

اوّل آن که شریعتی بسیار اثر گذار تر از آل احمد بود . بدون شک تا حدودی بدان سبب که فضای روشنفکری ایران در اوایل دهه 1970 میلادی به مرتبه بالایی از درک اندیشه های انتقادی تعالی یافته بود .در توضیح چشمگیری بیشتر شریعتی ، مهم تر آنکه وی در درجه اوّل یک سخنور و حتّی خطیب بود و فقط در درجه دوّم یک نویسنده ؛ حال آن که آل احمد بیش از هر چیز یک اهل قلم بود . در کشوری سطح پائین سواد ، جایی که ادبیات معاصر راهی سوای ذوق و سلیقه عمومی طی کرده بود ، طبیعی بود که خطیب تأثیر بیشتری از یک ادیب ایجاد می کرد .

دوّمین تفاوت مهم آن که ، اگر چه زندگی آل احمد با سلسله ای طولانی از سرگشتگی روحی و فکری مشخّص شده است ،‌شریعتی هرگز اسلام را رها نکرد تا با ضرورت کشف مجدّد آن روبرو شود . مطمئناً وی به هنگام تحصیل در پاریس تحت تأثیر اندیشه ها و ایدئولوژی های اروپایی قرار گرفت ، سعی کرد آموخته هایش را برای درک و تفسیر اسلام به کار بگیرد و در بازگشتن به ایران اصل پذیرفته شده را با شیوه هایی به قاعده در آورد که در درون جامعه مذهبی بسیار مجادله انگیز بود .امّا هرگز اسلام را به عنوان نقطه برای سمت یابی مشخّص و ملّی از نظر دور نداشت . مورد آل احمد کاملاً متفاوت است ؛ او نه تنها در جوانی اش اسلام را ترک کرد بلکه احساسی نیز که وی از طریق آن اسلام را پس از نوشتن غربزدگی دوباره کشف کرد نیازمند تعریف دقیق است . این مطمئناً بازگشت به هدایت ساده کسی نیست که قبلاً در اشتباه بود و اکنون پشیمان شده است .

در غربزدگی  اسلام بیش از هر چیز به عنوان صفت مشخّصه و اساسی حوزه تمدنی که ایران به آن تعلّق دارد ، مطرح می گردد ؛ که بیش از یک هزاره با غرب در ستیز بوده است . در بطن مفهوم این تضاد بنیادی ، اسلام به نظر آخرین دفاع در برابر دست اندازی های غربزدگی می نماید . بی تردید چنین دیدگاهی نسبت به امور مقهور  مسلمانان معتقد در ایران شد امّا نظریات آل احمد در باره خاستگاه های اسلام بندرت همان نظریات یک شخص معتقد است . در واقع این نظریات اشتراک هایی با تحلیل های دانشمندان غربی دارد ، اگر چه استنباط های آل احمد کاملاً با آن ها متفاوت است . این ادّعاهای غرورآمیز آل احمد که  سلمان فارسی صحابی ایرانی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در پیدایش اسلام نقشی را ایفا کرد که نظیرش را هیچ موبد ستاره شناسی در پیدایش مسیحیت ایفا نکرد ، رنگ آشکاری از ملّی گرایی دارد .

شاید اشتباه باشد که در غربزدگی در پی یافتن نشانه های بازیابی ایمان شخصی باشیم که اساساً یک نقد اجتماعی تاریخی است ؛ امّا  خسی در میقات مورد متفاوتی است .گزارشی است از حج ، که تجربه ای کلیدی در زندگی هر مسلمان مومنی است . اگر جلال آل احمد بازگشت به اسلام را به عنوان تجربه ای اعتقادی و شخصی آزموده باشد ، مطمئناً نشانه ای را که دال بر آن باشد باید در این کتاب بیابیم البته چنین شواهدی به کلّی نادر نیست .

و  خسی در میقات  می تواند به عنوان گزارش ، گامی تلقّی شود در راهی که ممکن است آل احمد را به یگانگی کامل تری با اسلام پیش برده باشد. او طی سال های آخر عمرش ، در جلسات تفسیر قرآن آقای طالقانی شرکت می کرد .

امّا فرآیند بازگشت جامع به اسلام ، هم به عنوان اعتقاد شخصی و هم به عنوان منبع اجتماعی فرهنگی هرگز کامل نشد . به قول  سیمین دانشور  آخرین اثری که جلال بر ما باقی می گذارد ، بازگشتی نسبی بود به مذهب و  امام غائب و هر دو به عنوان وسیله ای برای حفظ هویت ملّی و به عنوان راهی که به شأن انسانی ، شفقت ، عدالت ، عقل و فضیلت می انجامد .

علی رغم رغم ابهام های موجود پیرامون بازگشت به  اسلام توسط جلال  آل احمد ، در روز های پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفته شده است که آل احمد تا اندازه ای منادی آن نهضت بود . این گفته ، تا این حد که تعداد روشنفکران غیر مذهبی دست کم در بعضی مراحل نهضت زیر پرچم اسلام در آمده اند و تا این حد که سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ریشه کنی تمامی شکل های غربزدگی را هدف قرار داده است ، مستدل و درست است . از این لحاظ مسأله مهم در کارهای آل احمد تلقّی آشکار وی از علماء است که هم در جهت گیری انقلاب و هم در اداره نظام جدید نقش رهبری را ایفا کرده اند .

آل احمد در ارزیابی درستش از قیام 15 خرداد 1342 به عنوان سر آغاز مرحله ای تازه و قاطع در منازعه میان حکومت پنهان  مذهب  و  دولت ایران ، احتمالاً در میان روشنفکران ادبی ایران تنها بود . او حتّی پس از واقعه به دیدار  آیت الله خمینی رفت و تأثیر مطلوبی به وی نهاد .

در آخرین کار مهم آل احمد یعنی  در خدمت و خیانت روشنفکران ذکر نام ستایش آمیزی از آیت الله خمینی وجود دارد ودر ضمیمه های کتاب متن کامل نطق تاریخی وی در 4 آبان 1343 که اعطای حقوق کاپیتولاسیون به ایالات متحده محکوم می کند ، وجود دارد .