سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سبکی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

 

سبک نمی شود دلم،
هر چقدر هم که این چشمها خیال باریدن داشته باشند...
تمام نمی شود،
افکار در هم ذهنم،
هر چقدر هم حصاری از بی خیالی بکشم...
رها نمی شوم ،
هر چقدر هم خودم را به دست رویاهای شیرین بسپارم...
به هیچ راهی نمی رسم،
 هر چقدرقدم می زنم به شوق رسیدن ...
و تنها به تو می رسم و باز آرام نمی گیرم!
و تو که تنها لبخند می زنی...
و انگار چند روزی هست ،
لبخندهایت را نیز دریغ می کنی...

 

 

نقل از اینجا