سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

کلمات فرانسوی
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

 

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت وامواژه هایی درآمده‌اند ، به فراوان یافت می‌شوند .

دلیل اصلی آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده‌ی روابط ایران و غرب ، با فرانسویان بوده‌است . برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در زیر فهرست شده‌اند و در ادامه می آیند :


الف

· ادکلن(eau de cologne)

· اپل (épaule) به معنی شانه

· اپیدمی (épidémie)

· اتیکت (étiquette)

· اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه

· اشل (échelle) به معنی نردبان

· اکران (écran)

· اکیپ (équipe)

· املت (omelette)

· اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).

· اورژانس (urgence)

· اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.

· ایده (idée)

· آباژور (abat-jour)

· آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی

· آژان (agent)

· آژانس (agence)

· آسانسور (ascenseur)

· آلرژی (allergie)

· آمپول (ampoule)

· آناناس (ananas)

· آنکادر کردن (encadrer)

· آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.

· آوانس (avance)

ب

· باکتری (bactérie)

· بالکن (balcon)

· بانداژ (bandage)

· بلیط (billet) که در زبان فرانسه بیه تلفظ می‌شود

· برس (brosse)

· بروشور (brochure)

· بلوز (blouse)

· بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک

· بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.

· بوفه (buffet)

· بولتن (bulletin)

· بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

· بیگودی (bigoudis)

پ

· پاپیون (papillon) به معنی پروانه

· پاتیناژ (patinage)

· پاساژ (passage)

· پاندول (pendule)

· پانسمان (pansement)

· پاویون (pavillon)

· پروژه (projet)

· پروسه (process)

· پلاک (plaque)

· پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.

· پماد (pommade)

· پنس (pinces)

· پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.

· پونز (punaise)

· پوئن (point) به معنای امتیاز

· پیژامه (pyjama)

· پیست (piste)

ت

· تابلو (tableau)

· تن ماهی(thon)

· توالت (toilette)

· تومور (tumeur)

· تیره یا خط تیره (tiret)

· تیراژ (tirage)

د

· دز (dose)

· دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است

· دیسک (disque)

· دیسکت (disquette)

ر

· رادیاتور (radiateur)

· رژیم (régime)

· رفراندوم (référendum)

· رفوزه (refusé)

· روبان (ruban)

· روب‌دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.

ژ

· ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.

· ژانر (genre)

· ژست (geste)

· ژله (gelée)

· ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.

· ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.

· ژیله (gilet)

س

· ساتن (satin)

· سالن (salon)

· سس (sauce)

· سنکوپ (Syncope)

· سوتین (soutien gorge)

· سوژه (sujet)

ش

· شاپو (chapeau)

· شارلاتان (charlatan)

· شاسی (châssis)

· شال (châle)

· شانس (chance)

· شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است

· شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است

· شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.

· شوفاژ (chauffage)

· شوفر (Chauffeur)

· شومینه (cheminée)

ص

· صابون (savon)

· صندل (sandale)

ط

· طلق (talc)

ف

· فابریک (fabrique) به معنی کارخانه

· فلش (flèche)

· فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

ک

· کاپوت (capot)

· کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه

· کاسکت (Casquette)

· کافه (café)

· کافه گلاسه (café glacé)

· کامیون (camion)

· کامیونت (camionnette)

· کاناپه (canapé)

· کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.

· کراوات (cravate)

· کرست (corset)

· کریدور (corridor)

· کلیه (Collier) به معنی گردن‌بند و cou به معنی گردن است.

· کمدی (comédie)

· کنسانتره (concentré)

· کنسرو (conserve)

· کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است

· کنکور (concours)

· کودتا (Coup d'État)

· کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.

· کورس (course)

· کوسن (coussin) به معنی نازبالش

گ

· گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است

· گارسون (garçon)

· گیشه (guichet)

ل

· لژ (loge)

· لوستر (lustre)

· لیسانس (licence)

م

· مامان

· مانتو (manteau)

· مانکن (mannequin)

· مایو (maillot)

· مبل (meuble)

· مرسی (merci)

· مزون (maison) به معنی خانه است

· مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.

· موزه (musée)

· موکت (moquette)

· میزانسن (mise en scene)

· میلیارد (milliard)

ن

· نایلون (nylon)

و

· وانیل (vanille)

· ویتامین (vitamine)

· ویترین (vitrine)

· ویراژ (virage)

· ویلا (villa)