سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

خلافت اموی پس از یزید
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ

 

بعد از به هلاکت رسیدن یزید دومین سلطان اموی در سال 64 هجری قمری ، معاویه پسر یزید در اعتراض به خلافت ناحق بنی امیه و به طور خاص پدرش ، سخن از حق اهل بیت پیامبر به میان آورد .

 معاویة بن یزید بسیاری از شیعیان زندانی را از جمله مختار را آزاد کرد و به زودی خود را از خلافت خلع و آن را حق خاندان علی علیهم السلام دانست که نزدیک تر از هرکس به نبی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بودند .


 

معاویه گفت که پدران من بر اولاد محمد رسول الله ظلم کردند و من خود را خلع کردم چرا که حقی برای خلافت بردگان و آزادشدگان نیست و من برده فرزند برده هستم !

لیس لطلقاء فی الخلافة حق و انا الطلیق بن الطلیق !

 

بنی امیه او را بر نتافتند ، تحمل پنین فردی آن هم از خاندان معاویه و بر مسند خلافت را تاب نیارودند و معایة ثانی به زودی در بستر بیماری افتاده و همان سان که از خلافت چشم پوشیده بود ، از جهان مادی نیز چشم پوشید .

امویان معلم معاویه بن یزید ، عمر بن مقصوص را که می توانست اولین فرد مظنون در تغییر اندیشه و عقیده او باشد ، به جرم این که حق خاندان پیامبر را به معاویه آموزش داده بود دستگیر و زنده به گور کردند .

تاریخ سیاسی شیعیان اثنی عشری در ایران نوشته پروین ترکمنی آذر .