سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

یکسالگی
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

 

 

این اسفند ماه یک سال از آغاز خدمتم می گذرد . دوازده ماهی که بسیار متفاوت از باقی عمر گذشت !

 


 

 

تحت اختیار خود نبودن و اجبار به مقرراتی که کمی غیر منطقی است بسیار دشوار است .

هرچند از خیلی لحاظ دوران خدمتم تاکنون بسیار بهتر از آنچه که می توانست سپری شده است ولی باز هم این چیزی نیست که برای من راضی کننده باشد . با کمی برنامه ریزی و وقت گذاشت می شود از این دوران خدمت وظیفه به نحو بهتر و مفید تری استفاده کرد که هم برای ما خوب است و هم برای سرزمین مان !

در این مدت با افراد مختلفی آشنا شده ام و البته برخی از این اشخاص در جایی قرار گرفته اند که سزاوار ان نیستند و ای کاش که بتوانیم از فرصت ها بهره بیشتری ببریم .

سربازی هم دوره خاصی است و متفاوت تر از باقی دوران هاست . و البته این هم میگذرد !