سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

معلم شهید دکتر علی شریعتی
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی: علی شریعتی

... تو در من بیشتر از آن خوبی که بدی های تو بتوانند چیزی از آن کم کنند . از آن روح غیبت مترس ، در من هم هست و نمی ترسم . آن روح خبیث در تو میدانی کیست ؟

من !

 خود من ، من بودم که در تو به گفتن آمدم . هر وقت او در تو به به دشنام دادن من سر میزند من آرام تر میشوم . خطاها و عجزهای من چندان است که هرگاه تو بدم میگویی اندکی احساس میکنم که بار سنگین شکنجه هایم سبک تر میشود . هیچ چیز در این زندگی مشترک به اندازه بی گناهی تو و خوب بودن تو و در مهربانی مطلق بودن تو مایه رنج من نیست . ای کاش هیچگاه در نابودی آن روح پنهانی که در تو با من دشمنی میورزد توفیق نیابی . اگر او در تو ریشه کن شود و خانه ای شوی که در آن همه جا را محبت من اشغال کرده باشد ، یکدست و یکپارچه و مسخر گردی ، آنوقت برای من ، معلم انشا ماندن چه طاقت فرسا ست ! آنوقت من که هر صبحگاه دسته ای از کبوتران رنگین و خوش پرواز کلماتم را در هوای تو پرواز میدهم و گرد در و بام تو به چرخ میآورم و این زندگی کردن من شده است ، شرمنده این بازی بی ثمر از بام خانه خویش فرود خواهم آمد و پنهان شده از چشم هوا و آسمان و نگاه ستاره ها افسرده به کنج خلوت انزوایم خواهم خزید و در هجوم بی ثمری خویش و حمله نومیدی سیاه خویش تو را نیز از دست خواهم داد . آنچه مرا همچنان در برابر تو به پا داشته است تسلیتی است که در مطلق نمودن تو برای من احساس می کنم ، مقصودم از مطلق بودن این است که گاه تصویر من در جان تو می لرزد ، تار می شود ، غباری می گیرد و این تقصیرهای مرا برایم کمی تحمل پذیر می کند ، دشنام های تو ناخن های رنج را در جانم کمی نرم میکند . آن روح ملعون که در تو با من بدی میکند در من نیز هست ، اما با تو بد نیست ، با من بد است ، در من هیچکس و هیچ چیز با تو بد نیست . تمام من تایید مطلق و یک کلمه ظهور تو است .

معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی صفحه 512