سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سکوتی که برتر است از شجاعت
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سیاست

 

به نام خدا

 

نامه ی امیرالمومنین علی بن ابیطالب در جواب معاویه و خطاب به وی پس از جنگ جمل در سال 36 هجری نوشته شده است :

پس از یاد خدا و درود !

نامه شما رسید ...

... چیزی را یاد آورده ای که  اگر اثبات شود هیچ ارتباطی به تو ندارد و اگر دروغ هم باشد به تو مربوط نمی شود ، تو را به انسان های برتر و غیر برتر ، سیاستمدار و غیر سیاستمدار چه کار است ؟

نامه ی 28 نهج البلاغه

 

 

 

برخی از مطالب ضرورتی در بیانشان نیست و بهتر است در این فرصت معدود زندگی انسان بهینه تر و با فکر تر راهش را برای چگونگی زندگی برگزیند .

 

سنجیده سخن گفتن و با سیاست حرکت کردن نشان دهنده ایمان و شعور آدمی است .

در تاریخ همواره انسان های هوشمند و با تدبیر ستوده شده اند و در آتیه نیز چنین خواهد بود .

مگر شجاعت همواره در فریاد زدن است !؟

آیا در تاریخ اسلام و حتی بشریت مردی شجاع تر از علی پسر ابیطالب سراغ می توان گرفت ؟!

مگر همو نبود که بنا به مصلحت و تدبیر و سیاست خود ربع قرن در برابر ظلم و ستمی که برپا شده بود سکوت کرد تا اسلام نوپا نابود نگردد ؟!

در واقعه سقیفه تنها فردی که فریاد راه انداخت و به اصطلاح افشاگری کرد کسی نبود جز ، بزرگ امویان یعنی ابوسفیان و اگر علی همانند برخی بی تدبیران ، شجاعت را در افشاگری میدید ؛ اکنون اسلامی وجود می داشت ؟!

و یا سکوت و صلح پسرانش حسن و حسین در برابر معاویه پسر همین ابوسفیان نشانه ترس و ناتوانی ایشان بود و یا شجاعت و سیاست و تدبیر و مصلحت اندیشی ایشان ؟!