سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

از ماست که برماست
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

بیایین از سیاست حرف نزنیم . مشکل ما سیاست نیست . مشکل ما خودمونیم . مشکل ما دیکتاتوریه که در وجود هر کدوم از ما خوابیده . مشکل ما دروغگوییه که در وجود هر کدوم از ما شکل گرفته . مشکل ما دزدیه که تک تک ما هستیم . مشکل ما هوچی بودن خودمونه و حکومتون آینه تمام نمای شکل خودمونه .

بیاین روراست باشیم:‌ چند نفر از ما وقت کارمون خوب کار می کنیم؟!! اگر خوب کار می کنیم پس چرا بالاترین آمار بازدیدهای اینترنتی، به روز شدن وبلاگ ها ،‌ پیگیری های فیس بوکی در ساعت کاری ایرانه و چرا آخر هفته‌های وبلاگستان خبری نیست ؟! چند نفر از ما بیشتر از یک ساعت یا نیم ساعت وقت ناهارمون در اینترنت می چرخیم یا با همکارامون حرف می زنیم یا صبحانه و ناهار می خوریم ؛ یا سر نماز و دعامون هستیم؟!!!

مشکل ما دیکتاتوریه که تحمل نظر یک مخالف رو نداره که نمی تونه با دوستش بشینه و بدون تهمت و فحش و قیم مأبی حرف برنه . که نمی تونه یه نظر دیگه غیر از نظر خودش رو قبول کنه .

مشکل ماییم که به هرکسی که می تونه بیشتر دروغ بگه و دزدی کنه می گیم زرنگ . از ساعت های کارمون در اداره می دزدیم و به کار دوم می رسیم و با افتخار اعلامش می کنیم . مشکل ماییم که رشوه میدیم و می گیریم و فکر می کنیم کار خوبیه . تو مهمونی ها قصه پلیس فاسدی رو میگیم که ازمون رشوه گرفت و جریمه‌مون رو بخشید و نمی دونیم که خودمون بخشی از فسادیم . که ما هم همونقدر بی‌وجدانیم .

مشکل ماییم که خودمون دزد و دروغگو و فاسد هستیم و به هیچکس اعتماد نداریم چون که همه به جز ما دزد و دروغگو و فاسد هستن . دولت سر ما کلاه میذاره ، ما سر ارباب رجوع کلاه میذاریم کارش رو دیر انجام میدیم ،‌ اون فرد که یه راننده تاکسیه میره سر مسافرش کلاه میذاره یا با کمترین بهانه‌ای فحش میده و دعوا ایجاد میکنه و همینطور این زنجیر ادامه پیدا میکنه . ماییم و قانون جنگل . فقط لباسهامون مارک‌دار شده .

چرا به خودمون دروغ میگیم. مشکل ما حکومتمون نیست. حکومت میتونه جلوی خیلی چیزها رو بگیره اما اگر ما بخوایم آیا میتونه جلوی صداقت،‌ وجدان کاری،‌ مهربانی و ادب اجتماعی رو بگیره؟‌

جالا به خیابون ها ریختیم اما میخوام بدونم آیا بعد از یک انقلاب دیگه ما  قراره عوض شیم ؟! بهتر بشیم ؟! آیا یک شبه ما رو راست میشیم ؟! دموکرات میشیم ؟ یا دوباره یک دیکتاتور میاریم ؟

در ایران خالی از بزرگ‌آدمها به کی امید داریم؟! ما همه آدم کوتوله هستیم.

بارها از تغییر حرف زدیم ، هنوز هم از تغییر حرف می زنیم . اما برای ما تغییر باید از دیگران شروع بشه چون خود ما کاملیم ،‌ بی‌نقصیم و اون حکومته که فاسده و اون پلیسه که فاسده که اون کارمنده که فاسده . ما مثل اون آدمی هستیم که انگشتش شکسته بود و به دکتر میگفت به هرجای بدنش دست میزنه درد میکنه ! ما اون انگشت شکسته‌ایم . بیاید اول خودمون رو درست کنیم....

 

 

نقل از وبلاگ از کیمیای مهر تو