سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شریعتی
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی: علی شریعتی
... راستی من آن وقت ها خیلی تو حرف هایی که با شما می زدم از خودم تعریف می کردم ، بعد متوجه شدم که این شیوه اخلاقی من نیست ، من همیشه بیش از حد متواضع ام و هیچ وقت از چیزهایی که بویی از خودنمایی و خودخواهی داشته باشد حرف نمی زده ام اما فقط در گفتگوی با شما خیلی از خودم ، یعنی به نسبت ، تعریف می کرده ام ! باعث تعجب و کمی هم پشیمانی من شد ، ناراحت شدم و چند بار هم تصمیم گرفتم مواظب باشم دیگه از خودم تعریف نکنم ، اشاره ای به اینکه من چی هستم و کی بوده ام و ... در حرف هام نداشته باشم ولی باز نمیشه و همین که شروع می کردم با شما حرف زدن ناخودآگاهانه از خودم سر در می آوردم !تا « اریک فروم » علتش را برای من تحلیل کرد که این یک حالت طبیعی روحی است و انسان همیشه در برابر کسیکه دوستش میدارد خود به خود وادار به خودنمایی می شود و می کوشد تا ارزش های شخصیت خود را پیش او نمایان کند و به او نشان دهد، این یک نیاز ناخودآگاه روحی است ، بعد برایم این تناقض در اخلاق و رفتار خودم روشن شد که هرجا و نزد همه کس خود را می پوشانم و حتی در برابر اتهامات از خودم دفاع نمی کنم و به تبرئه شدن خودم اهمیتی نمی دهم اما در برابر شما بدون اینکه بفهمم برخلاف عادتم سعی می کردم زوایای پنهانی و احساس ها و صفات پوشیده ام را نشان بدهم و شما را بدان آگاه سازم و این یک حالت روحی طبیعی ناخودآگاه است . خیالم راحت تر شد ، که خودستائی ها که پیش شما می کردم زائیده خودخواهی من نبود ، زائیده دوست داشتن شما بود .معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی صفحه 642