سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نمایشگاه مطبوعات
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

فقر و فساد و تبعیض امسال هم مثل سالای قبل در غرفه های نمایشگاه  مشهوده.

فقر از این نظر که بعضی غرفه ها با حداقل امکانات یعنی فقط با یه صندلی سرپا شدن و بعضی غرفه ها با پول میلیونی.

تبعیض رو هم که بیداد می کنه میبینید اول نمایشگاه بعضی غرفه ها سر راه هستن پیش خودتون میگین اول اسمشون الفه و به ترتیب حروف الفبا غرفه دادن اما وقتی یه دفعه یه غرفه میبینید که با واو شروع شده همه محاسباتتون به هم میریزه.

فساد رو واسه جور کردن قافیه گفتم.

جلو تر میرین میبینی یه خبرگزاری غرفه ای داره در حد برج میلاد چهار نبش و وسیع و بلند کنارش یه خبرگزاری دیگه میبینید اونم خوش برو بالا پیش خودتون میگین چه قشنگ جاها رو توزیع کردن همه خبرگزاری ها یه جا افتادن اما باز وقتی که میبینید غرفه خبرگزاری مهر تو تو کوچه پس کوچه و فرعی و بن بست واقع شده باز همه محاسباتتون به هم میخوره.

بعضیا تو نمایشگاه حاضر میشن که رو بقیه رو کم کنن بعضیا هم انقد جاشون بده که فقط یه صندلی میذارن که شرکت کرده باشن.

در حاشیه نمایشگاه مطبوعات و به نقل از اینجا


 

امسال هم فرصتی کوتاه پدید آمد و موجب شد گشتی مختصر در نمایشگاه مطبوعات بزنیم .

امسال جای خیلی ها خالی بود و به نظر من مهم تر از همه جای مردم بود که خالی بود. تا حالا نمایشگاهی به این خلوتی ندیده بودم. حتی نمایشگاه های تخصصی هم که رفته ام تاکنون به این خلوتی نبود.

جای برخی از نشریات و مطبوعات هم بسیار خالی بود. اون هایی هم که بودند ...

 

افسوس ها ادامه دارد از این وضعیت!

کاش چاره ای اندیشیده شود.