سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شریعتی
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی: علی شریعتی
دکتر علی شریعتی در کتاب نیایش این گونه مناجات میکند :  خدایا ! همواره ، تو را سپاس میگزارم که هرچه در راه تو و در راه پیام تو ، پیشتر رنج میبرم ، آنها که باید مرا بنوازند میزنند ، آنها که باید همگامم باشند ، سد راهم میشوند ، آنها که باید حقشناسی کنند حقکشی میکنند و آنها که باید دستم را بفشارند ، سیلی میزنند ، آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند ، پیش از دشمن حمله میکنند و انها که باید در برابر سمپاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند ، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند . سرزنشم می کنند ، تضعیفم میکنند نومیدم میکنند متهمم میکنند تا – در راه تو – از تنها پایگاهی که چشم یاری یی دارم و پاداشی ، نومید شوم ، چشم ببندم  رانده شوم ... تا تنها امیدم تو شود ، چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم تنها از تو پاداش گیرم در حسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد تا تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خود معلوم گردد تا حلاوت " اخلاص " را – که هر دلی اگر تندکی چشید ، هیچ قندی در کامش شیرین نیست – بچشم . خدایا ! اخلاص ! اخلاص !