سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

توتم
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۳   کلمات کلیدی: علی شریعتی
قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است. در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زر خرید یهود نمی شوم . بگذار بر قامت بلند و راستین قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم بکوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شو د، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زر بداند و زور بداند و تزویر بداند، که امانت خدا را فرعونیان نمی توانند از من گرفت ، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود .
هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ،
توتم من قلم است .

هر که هنوز آدم است ، هبوط را دردناکانه حس می   کند ، شفا نیافته است ، مجروح است ، هنوز فراموش نکرده است ، بهشت را ، کویر را ، عصیان را ، تبعید را ، خدا را ، شیطان را ، حوا را . و همچنان به آن ودیعه های غیبی که با آدمیت خویش به زمین آورده است ، وفادار مانده است و همه چیز را به یاد دارد . توتمش یادآور آن بهشت است ، جلوه گاه همه آن زادهای غیبی و ذات های ماورایی که با خود آورده است ، توتمش طلسمی است که جادوی زمان را می بندد و حرزی که از بلای زمین نگهش می دارد ، شمعی که در ظلمت شب روشنی اش می بخشد و مخاطبی که در سکوت قبرستانی این کویر ، با او حرف می زند و از او حرف می شنود. حرف هایی را که برای نگفتن دارد!از کتاب کویر و قسمت توتم پرستی اثر ارزنده شهید بزرگوار دکتر علی  شریعتی