سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نهج البلاغه
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

 

و از خطبه‏هاى آن حضرت است :

 از بیان خدا سود برید و از موعظه هاى او پند گیرید ، و اندرز وى را بپذیرید . همانا خدا آشکارا براى شما جاى عذر نگذاشت ، و بر شما حجّت گرفت ، و آن را که خوش مى‏دارد یا ناخوش مى‏شمارد برایتان بیان داشت که پى آن روید ، و از این دور شوید .

رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم  مى‏فرمود :

 گرداگرد بهشت را دشواری ها فرا گرفته است ، و گرداگرد دوزخ را هوس دنیا  !

 بدانید که چیزى از طاعت خدا نیست جز که با کراهت انجام گیرد ، و چیزى از معصیت خدا نیست جز که با میل و رغبت . پس خدا بیامرزد کسى را که شهوت را مغلوب کند ، و هواى نفس را سرکوب ، که نفس را به دشوارى توان از شهوت کندن ، که پیوسته خواهان نافرمانى است و هوس راندن ، و بندگان خدا بدانید که مرد با ایمان شب را به روز و روز را به شب نمى‏رساند جز که نفس خود را نزد خویش متّهم مى‏داند ، پیوسته با آن عتاب دارد ، و گناهکارش مى‏شمارد .

پس در دنیا چون کسانى باشید که پیش از شما به سر بردند ، و چون آنان که پیش رویتان مردند . چون مسافر ، خیمه خویش را از جا درآوردند ، ویرانش کردند ، و راه را در سپردند ، و بدانید که این قرآن پندگویى است که فریب ندهد ، و راهنمایى است که گمراه نکند ، و حدیث خوانى است که دروغ نگوید ، و کسى با قرآن همنشین نشد جز آنکه بر او افزود یا از او کاست ،در هدایت او افزود و از گمراهی اش کاست !

و بدانید کسى را که با قرآن است نیاز نباشد ، و بى‏قرآن بى‏نیاز نباشد .

پس بهبودى خود را از قرآن بخواهید ، و در سختی ها از آن طلب یارى نمایید ، که قرآن درمان بزرگترین بیماری ها یعنی کفر و دورویى و گمراهى است . پس از خدا بخواهید به وسیله قرآن ، و بدان روى آرید به دوستى خدا ، و به وسیله قرآن چیزی نخواهید از آفریدگان ، که بندگان روى به خدا نکردند با وسیلتى مانند قرآن ، و بدانید که قرآن میانجیى پذیرفته است ، و گوینده‏اى گواهى شده . هر که را روز رستاخیز قرآن میانجى شود ، بپذیرند ، و آن را که سعایت کند ، گواهیش به زیان او گیرند .

همانا روز رستاخیز منادى بانگ برآرد که : هر کس حساب هر چه را اندوخته است بر عهده دارد ، جز اندوزندگان قرآن که حسابى نبود بر آنان .

پس در شمار گردآورندگان قرآن باشید و پیروان آن ، و قرآن را دلیل گیرید بر شناخت پروردگارتان ، و آن را نصیحتگوى خود شمارید ، و رای هاتان را که با قرآن سازگار نیست متّهم دارید ، و خواهش هاى نفسانى خویش را خیانتکار انگارید .

عمل صالح !

سپس آینده نگری ، و استقامت !

آنگاه بردباری !

و پرهیزکاری !

برای هر کدام از شما عاقبت و پایان مهلتی تعیین شده ، با نیکوکاری به آنجا برسید .

براى شما نشانه‏اى است ، آن را راهنماى خود دانید . اسلام را مقصدى است تا بدان مقصد برانید از عهده حقّ خدا برآیید ، با گزاردن آنچه بر شما واجب داشته ، و انجام دادن وظیفه ها که بیان کرده و بر شما نگاشته . من گواه شمایم و روز رستاخیز از شما پشتیبانى مى‏نمایم . آگاه باشید آنچه از پیش مقدر شده بود ، به وقوع پیوست و کسى که شایستگى امامت داشت ، بر کرسى خلافت نشست ، و آنچه در علم خدا گذشته بود ، اندک اندک پدیدار گشت و درون گروهى که به نفاق مى‏زیستند آشکار . من از وعده خدا و حجّت او سخن مى‏گویم که فرمود :  همانا آنان که گفتند پروردگار ما اللّه است ، سپس پایدار ماندند ، فرشتگان بر آنان فرود مى‏آیند که مترسید و اندوهگین مباشید ، و مژده باد شما را به بهشتى که به شما وعده داده‏اند  .

و شما گفتید پروردگار ما  اللّه  است ، پس بر حکم کتاب او پایدار مانید ، و بر راه روشن او استوار ، و به روش درست پرستش پایدار ، و از آن به دیگر سو مروید و در آن نوآورى مکنید ، و با آن مخالف مشوید ، که از راه بیرون شدگان ، روز رستاخیز نزد خدا درمانند و حجّت آوردن نتوانند . خوى خود را برمگردانید ، و زبان را با دل یکى گردانید . و هر یک از شما زبان خود را نگاه دارد ، که این زبان ، به صاحبش قصد سرکشى دارد . به خدا ، نمى‏بینم بنده‏اى را که پرهیزگار بود و پرهیزگارى‏اش وى را سود دهد ، مگر آنگاه که زبان خویش در کام کشد . همانا زبان مرد با ایمان در پس دل اوست و آنچه گوید در گرو ایمان است . و دل منافق از پس زبان اوست و هر چه بر زبان راند بر او تاوان است چه ، مرد با ایمان چون خواهد سخنى بر زبان آرد ، در آن نیک بیندیشد ، اگر نیک است ، آشکارش کند ، و اگر بد است پنهانش دارد ، و منافق مى‏گوید آنچه بر زبانش آید ، و نمى‏داند چه به سود اوست و چه او را نشاید ،

و رسول خدا ( ص ) فرمود :  ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود ، و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد .

پس هر یک از شما که تواند خدا را دیدار کند دست به خون و مال مسلمانان نیالوده ، و زبان به ریختن آبروى‏شان نگشوده چنین کند ، و بندگان خدا بدانید که مؤمن این سال چیزى را حلال مى‏شمارد ، که سال نخست حلال دانسته ، و این سال آن را حرام مى‏داند که سال نخست حرام شمرده ، و بدعتى را که مردم پدید آوردند ، چیزى را که بر شما حرام است حلال نمى‏کند . حلال چیزى است که خدا آن را روا کرده ، و حرام چیزى است که خدا آن را ناروا شمرده .

همانا کارها را تجربه نمودید ، و آن را چنانکه باید آزمودید ، و از سرگذشت کسانى که پیش از شما بودند پند آموختید ، و از مثل ها که براى شما زدند ، دانش اندوختید ، و به کارى خوانده شده‏اید که آشکار است ، شریعتى که احکام آن پدیدار است . پس آن که آن را به گوش نگیرد ، ناشنواست ، و آن که آن را نبیند ، نابیناست ، و آن را که خدا از آزمایش و تجربه ها سود نرساند ، از پند بهره برندارد ، و تقصیر چون دشمن پیش روى او درآید و راه وى را بگرداند چندانکه ناشناخته را شناخته انگارد ، و شناخته را ناشناخت داند .

مردم دو دسته‏اند : آن که پیرو شریعت است ، و آن که پدید آورنده بدعت است ،

که نه با او از خداى سبحان برهانى از سنّت است ، و نه فرا راه او چراغى روشن از دلیل و حجّت ، و همانا خداى سبحان کسى را به چیزى پند نداده است چون قرآن ، که آن ریسمان استوار خداست ، و وسیلت اوست که امین است و مصون از خطاست . در آن بهار دل است و چشمه‏هاى دانش ، و زنگار دل را تنها مایه جلاست و موجب فروزش ، شما را پند مى‏دهم حالى که پند پذیران رفتند ، و فراموشکاران ، و خود به فراموشى زدگان ، بر جاى هستند ، پس اگر خیرى دیدید مرا بر آن یار باشید ، و اگر شرّى دیدید ، از آن به کنار باشید که رسول خدا ( ص ) مى‏فرمود :  اى پسر آدم کار نیک کن و کار بد را واگذار که چون چنین کنى در کار تیز رفتارى و از کار خود برخوردار .

بدانید که ستم بر سه گونه است :

آن که آمرزیدنى نیست ،

و آن که واگذاشتنى نیست ،

و آن که بخشوده است ، و بازخواست کردنى نیست .

امّا آن که آمرزیدنى نیست ، همتا انگاشتن براى خداست که بزرگترین ظلم هاست  و خدا در قرآن فرمود : همانا خدا شرک آوران را نخواهد بخشود .

امّا ستمى که بر بنده ببخشایند ، ستم اوست بر خود به برخى کارهاى ناخوشایند .

امّا آن که واگذاشتنى نیست ، ستم کردن بندگان است بر یکدیگر که آن را قصاصى است هر چه دشوارتر . و آن قصاص زخمى نبودن از کارد که به تن فرو برند و یا تازیانه که بر بدن فرود آورند ، بلکه چیزى است که برابر آن رنج این الم ها را خرد شمرند . پس در دین خدا از گونه‏گون شدن و ناپایدار ماندن بپرهیزید که همراه جماعت بودن در حقّى که آن را خوش نمى‏انگارید ، بهتر است از پراکنده شدن به خاطر باطلى که آن را دوست مى‏دارید ، و همانا خداوند سبحان خیرى نبخشد به کسى که جدایى گزیند از مردمان ، نه از گذشتگان و نه از باقى ماندگان .

 اى مردم خوشا کسى که پرداختن به عیب خویش وى را از عیب دیگران بازدارد . خوشا کسى که در خانه نشیند و قوت خود خورد ، و به فرمانبردارى پروردگار روى آرد ، و بر گناه خود بگرید تا سرگرم کار خویش باشد و مردم را از گزند خود آسوده گذارد .

 

 

خطبه ی 176 نهج البلاغه