سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حاکم فاسد متظاهر و جنبش حق طلبی شیعه
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

ویل دورانت:

زمان هر چیز را تطهیر می­کند، حتی بدنام‌ترین دزدی­ها در دست نوه های غارتگران به صورت مالکیت مقدس و مصون از تعرض درخواهد آمد. هر دولتی با جبر و زور آغاز می­شود ولی عادت اطاعت در وجدان جای می­گیرد و به زودی هر شهروندی در مقابل پرچم دولت با وفاداری و صداقت قلبش به طپش در می آید.

از همان زمانی که علی علیه السلام به عنوان وصی و جانشین پیامبر توسط ایشان تعیین شد، کار بزرگ شیعه در جلوگیری از به ثمر رسیدن گفته ویل دورانت در تطهیر ستمگران و غارتگران با گذشت زمان آغاز شد، از همان هنگام شیعه با ابزارهای رسانه ای خود وارد جنگ تبلیغاتی و رسانه ای بزرگی با حکام فاسد اما متظاهر زمان شد، این نبرد گاه توسط ابوذر، گاه با کلام علی و گاه با عملکرد همسر بزرگوار علی خود را نشان داد، در نبرد برای نمایاندن چهره واقعی حکومت ستمگر همیشه کسانی جان گرامی خویش را فدا کرده اند از ابوذر غفاری که با سخنرانی های خود نقاب از چهره حکومت معاویه برداشت  تا عمار یاسر که با حضور بزرگوارانه خویش در جنگ صفین در نبرد با یکی از مزورترین و متظاهرترین حکام ستمگر جهان جان خود را فدا کرد.

در حکمیت نوع دیگری از این نبرد چهره خود را نشان داد، آنجا که علی، رای لشکریان را به حکمیت می­پذیرد و ابوموسی را به عنوان حکم انتخاب می­کند، با اینکه از سرانجام کار اطلاع داشت ولی به خاطر رجوع به آرای لشکر، رای ایشان را پذیرفت و در نهایت شد آنچه که شد. با پایان حکمیت و پیروزی ظاهری معاویه این علی بود که حقانیتش آشکارتر شد چرا که علی  هیچ گاه از خدعه و نیرنگ استفاده نکرد و هرگز هدف برایش وسیله را توجیه نکرد

نقطه عطف در نبرد تاریخی شیعه، دهم محرم سال 61 هجری بود، در این روز تاریخی نقاب از چهره حکومتی زورگو و پادشاهی غاصب به زمین افتاد و با شهادت جمعی از بهترین های دوران یکی از نابرابرترین نبردهای تاریخ پایان یافت، شیعه از فردای عاشورا با گوش فرا دادن به سخنرانی های بسیار قوی و شیوای حضرت زینب، راهکار جاویدان نمودن راه پرافتخار شهدای کربلا را در استفاده از ابزار فرهنگ و هنر تشخیص داد و با استفاده از این ابزار اجازه نداد هیچ گاه حکومت یزید و امثال او خود را تطهیر کنند و به عنوان حکومتی صالح بنمایانند، بعد از نزدیک به 1400 سال همچنان شیعه حکومت یزید را از فاسدترین حکومت­ها میداند چرا که ظالم بود و برای هیچ انسانی هیچ حقی، حتی حق اعتراض و قبول نداشتن حاکم را قایل نبود. شیعه در روز عاشورا جمله ای شنید که در همه دوران­ها، رمز او در مقابله با ظلم و ظالم شد:

هیهات منا الذله.

شیعه روزگار گذراند و در مقابل ظلم گردن خم نکرد، در روزگار سربداران، بار دیگر جنبشی در مقابله با ظلم و سلطه ظالم مشاهده شد که جنبه مقابله با اجنبی را نیز به بقیه داشته های خود افزوده بود.

جنبش عدالت و حق طلبی شیعه هیچ گاه ذره ای در مقابل ظلم و ظالم عقب نشینی نکرده ولی گاهی مجبور به سکوت شده است، مانند روزگار پهلوی اول که البته در همان دوران هم چهره هایی بودند که در مقابل ظلم و سلطه به پا خواستند از جمله این افراد مدرس روحانی بزرگ بود که از رضا خان خواست که محدوده دم خود را تعیین کند چرا که مدرس هرکجا که گام می­نهاد، دم این قلدر را زیر پای خود می یافت، البته مدرس هم جان شیرین خود را در این راه فدا کرد یا در دوره پهلوی دوم شهید دکتر سید حسین فاطمی، با استعانت از کلام هیهات من الذله، جان در راه آزادی وطن و البته رسوایی حکومت جائر زمانه نهاد.

شیعه براساس تعالیم خود که بر گرفته از اصول مذهبش می­باشد ناگزیر به مقابله با ظلم و ستم است، بر همین اساس این داستان همچنان ادامه دارد...

به نقل از این وبلاگ