سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

امام حسین جدید
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

قمه زدن، علامت بلند کردن، شبیه خوانی، گهواره درست کردن، آتش زدن خیمه ها و خیلی چیزهای دیگر برساخته مردم است. و علما هم بعدها به تبعیت از مردم حکم به عدم مخالفت با شرع، اکثرا، داده اند.

این رسم ها یک چیزی را زنده نگاه می دارد. امام حسین نیست. منظورم امام حسین فرزند امیرمومنان و فاطمه زهرا علیهم صلوات الله است. چون چیزی از امام حسین مذکور به مردم منتقل نمی شود.

...

پس حسینی که مردم یاد او را زنده نگاه می دارند – لااقل برای دو ماه – کیست؟ یا چیست؟ این چیزی است که باید روی آن فکر کنیم و البته فکرها! کرده اند. به نظرم می آید همان طور که درباره شیعه بسیاری اعتقاد دارند که اسلام ایرانی شده است و امام حسین و عاشورایی که الان در ایران و شهر و ده و قصبه آن برایش عزاداری می شود نیز خیلی ایرانی شده است. البته این حرف نویی نیست.

...

ما امام حسین فرزند علی و فاطمه علیهم السلام را می گیریم و تبدیل می کنیم به آن چیزی که خودمان می خواهیم. مثلا اشک و آهش را زیاد می کنیم. مظلومیتش را پررنگ می کنیم. زور و قدرت بسیار زیاد ولی دست بسته بودن و اینها را هم می آوریم و یک چیز دیگری می سازیم. چیزی که البته جدید هم نیست. عاشورا تبدیل می شود به رخدادی که گریزی از روی دادن آن نبود. این خون باید ریخته می شد. خواب و رویاهای زیادی هم برایش ترتیب می دهیم. روضه خوان هم که بر منبر این ها را می گوید ما می پذیریم. چیزی در درون ما و در فرهنگ ما پشتوانه سخنان آن گوینده است.

این حسین بن علی جدید البته کارکردی دارد. کارکردی که در تاریخ چند هزار ساله ما قبل از او کسان دیگری عهده دار آن بوده اند. مثلا سیاوش. شاید هویت. شاید همبستگی. همین الان ببینیم حاکمیت کدام قسمت های عاشورا را پررنگ می کند.

نقل از وبلاگ شخصی آقای هادی بیات زنجانی