سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ظالم ستیزی یا مظلوم گرائی
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

شهری که امیر و حاکمش بی پدر است  

خون همه اهل فضل و دانـش هدر است

مُــلکی که یزیــــــــــــــد حکمرانش باشد    

اصلاح طلب حسیـــن اش، اخلالگر است

این قطعه را نه یک شاعر وابسته به جناح اصلاح طلب کنونی که یکی از مشهورترین نوحه­سرایان ترک زبان معاصر در سال  ۱۳۵۶ هجری شمسی سروده است .مرحوم رحیم منزوی اردبیلی که در سال ۱۳۷۱ در سن ۵۵ سالگی درگذشت، این قطعه را در صفحه ۴۴۴ کتاب نوحه مشهور خود به نام صد سینه­زن در کنار انبوهی از نوحه ها و رباعی های مذهبی خود آورده که اندک دقتی در محتوای این نوحه ها نشان می دهد که ویژگی ظالم ستیزی در چکامه های این نوحه سرای اثرگذار و مشهور ترک زبان بسیار پررنگ­تر از دیگر نوحه سرایان مشهور ترک زبان است. منزوی پرخاش علیه ظالمان را تا جایی می رساند که در زیرنویس صفحه ۳۸۲ همین کتاب می نویسد:

 هیاهو بر یک انتخابات قلّابی از مختصان مکتب تشیع است.

اگر آثار رحیم منزوی را با آثار دیگر نوحه سرای همشهری اش مرحوم استاد عباسقلی یحیوی مقایسه کنیم به تفاوت های بارز این دو سبک نوحه سرایی پی خواهیم برد. در آثار درخشان و ستودنی مرحوم یحیوی که بخش مهمی از آنها متعلق به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی است، بیش از آنکه با مؤلفه بنیادین ظالم ستیزی در قیام عاشورا مواجه شویم، شاهد انبوهی از نوحه­های زیبا، جانسوز و ماندگار درباره جزئیات مصیبت­های وارده بر خاندان پیامبر هستیم که من آن را مظلوم گرایی می نامم. البته هر دو گونه ظالم ستیزی و مظلوم گرایی از ارکان اصلی پیام محور ظلم ستیزی است. اما شک نباید کرد که ستیز با ظالمان زمان بسیار دشوارتر و پرخطرتر از همدردی بی خطر و بی اثر با مظلومان است. می توان در دربار یزید و یزیدیان بود و بدون آنکه خطری برای قدرت آنها ایجاد کرد، برای مظلومان نیز دلسوزی و همدردی ابراز نمود.

 

نقل از سایت وزین تورجان